بدون فکر کردن به هیچ‌چیز: به‌سوی نشانه‌ی مغزی برای خالی‌سازی ذهن

توسط مؤسسه‌ی مغز پاریس

بدون فکر کردن به هیچ‌چیز: به‌سوی نشانه‌ی مغزی برای خالی‌سازی ذهن
خالی‌سازی ذهن. اعتبار: آنا یائل.

هنگامی که بیداریم، به‌نظر می‌رسد جریان پیوسته‌ای از احساسات، تأملات، خاطرات و برداشت‌ها که زندگی ذهنی ما را می‌سازند، تجربه می‌کنیم. اما برخی افراد لحظاتی را گزارش می‌کنند که در آن‌ها هیچ‌چیزی فکر نمی‌کنند. آیا این اصلاً ممکن است؟ یا این صرفاً توهمی است ناشی از سوگیری حافظه؟

“خالی‌سازی ذهن به‌عنوان عدم وجود کامل محتوای ذهنی که بتوان به دیگران توصیف کرد تعریف می‌شود. هیچ تصویر ذهنی، هیچ ملودی گیرایی که در سر حلقه بزند، هیچ افکار وسواسی… هیچ‌چیز. این تجربه اغلب توسط افراد مدیتیشن یا ذهن‌آگاهی جستجو می‌شود.

“اما این فقط به آن‌ها محدود نیست: به‌نظر می‌رسد پس از تلاش شناختی شدید و طولانی—مانند یک آزمون دانشگاهی—یا در موارد کم‌خوابی، بسیار رایج باشد”، استیوان مونوذ‑موسات، نورولوژیست و دانشجوی پیشین دکتری در آزمایشگاه Picnic مؤسسه‌ی مغز پاریس توضیح می‌دهد.

تعریف خالی‌سازی ذهن هنوز در میان جامعه علمی مورد بحث است. بنابراین، نیاز به شناسایی بهتر این پدیده وجود دارد که می‌تواند درباره‌ی غنای تجربه‌های ذهنی ما اطلاعات بیشتری به‌دست دهد.

“خالی‌سازی ذهن همچنین در نمایه‌ی بالینی برخی اختلالات روان‌پزشکی، مانند اختلال اضطراب عمومی، ظاهر می‌شود و به‌نظر می‌رسد در افراد مبتلا به نقص توجه/بیش‌فعالی (ADHD) شایع‌تر باشد. مطالعه دقیق آن می‌تواند به درک بهتر این شرایط کمک کند،” می‌گوید پژوهشگر.

بدون فکر کردن به هیچ‌چیز: به‌سوی نشانه‌ی مغزی برای خالی‌سازی ذهن
چارچوب آزمایشی و نتایج رفتاری. اعتبار: Proceedings of the National Academy of Sciences (2025). DOI: 10.1073/pnas.2510262122

توصیف نوین زیرساخت عصبی خالی‌سازی ذهن

برای بررسی بیشتر، مونوذ‑موسات، لیونل نکاش، توماس آندریلون و همکارانشان ۶۲ داوطلب سالم را جذب کردند. شرکت‌کنندگان تمرین‌های شناختی‌ای انجام دادند که برای پیگیری نوسانات توجه در یک کار طولانی و خسته‌کننده طراحی شده بود. هم‌زمان، فعالیت مغزی آن‌ها با استفاده از الکتروانسفالوگرافی با چگالی بالا (hdEEG) ضبط شد و رفتارشان به‌دقت زیر نظر گرفته شد.

نتایج منتشر شده در Proceedings of the National Academy Sciences نشان می‌دهد که دوره‌های خالی‌سازی ذهن گزارش‌شده توسط شرکت‌کنندگان با نشانگرهای نوروفیزیولوژیکی خاص و الگوهای رفتاری مرتبط بودند.

در این لحظات، اتصال بین شبکه‌های عصبی دوردست کاهش یافت و پردازش اطلاعات بصری مختل شد. به‌ویژه، پردازش بصری «دیر» (۲۵۰–۳۰۰ میلی‌ثانیه پس از مواجهه با یک تحریک — بازه‌زمانی که در برخی مدل‌ها نشانگر مرحلهٔ آگاهانهٔ پردازش بصری است) به‌طور قابل‌توجهی غایب بود. شرکت‌کنندگان همچنین کمی خسته، کندتر و مستعد خطاهای بیشتری بودند.

“این مشاهدات نشان می‌دهد که در طول یک دورهٔ خالی‌سازی ذهن، شرکت‌کنندگان دسترسی کمتری به اطلاعات حسی محیطی خود داشتند”، اندریلون، نویسندهٔ ارشد این مطالعه توضیح می‌دهد. “این داده‌های جدید از یک ایدهٔ نوظهور حمایت می‌کند: بیدار بودن لزوماً به معنای آگاه بودن از چیزی نیست. خالی‌سازی ذهن معادل قطع واقعی در جریان افکار است.”

از دست دادن لحظه‌ای هوشیاری؟

کارهای اخیر نشان می‌دهند که نوسانات هوشیاری که در طول روز و شب تجربه می‌کنیم، پیچیده‌اند و با دیکوتومی کلاسیک بین بیداری و خواب هم‌راستا نیستند.

به‌عنوان مثال، برخی افراد قادر به رؤیای واضح هستند؛ یعنی آگاهی دارند که در حال خواب دیدن هستند، در حالی که در خواب REM قرار دارند. شاید خالی‌سازی ذهن تجربهٔ معکوس باشد: از دست دادن موقت هوشیاری در طول بیداری.

“خالی‌سازی ذهن احتمالاً یک پدیدهٔ بسیار رایج است که در آن برخی نواحی مغز به‌ طور موقت به حالت شبیه خواب می‌افتند. ما تخمین می‌زنیم که این وضعیت ۵ تا ۲۰ ٪ از ساعات بیداری را شامل می‌شود، هرچند بین افراد تفاوت‌های قابل‌توجهی وجود دارد،” پژوهشگر خاطرنشان می‌کند.

این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که در سطح نوروفیزیولوژیکی، خالی‌سازی ذهن از دو حالت ذهنی دیگر متمایز است: تمرکز شدید بر یک کار (در‑وظیفه) و سرگردانی ذهن، که در آن توجه از محیط خارجی سحب می‌شود و به افکاری نامرتبط با زمینهٔ فعلی می‌پیوندد.

“یافته‌های ما نشان می‌دهد که ساختار تجربهٔ هوشیاری شبیه یک موزائیک از حالات گسسته است تا یک فیلم ذهنی پیوسته. موزائیکی که در آن عدم حضور برخی قطعات، منجر به لحظات کوتاه بیهوشی زمانی که سوژه بیدار است، می‌شود”، نکاش، نورولوژیست و هم‌رهبر آزمایشگاه Picnic به‌خلاصه می‌گوید.

تحقیقات آینده تعیین خواهند کرد که آیا خالی‌سازی ذهن می‌تواند در توصیف بالینی برخی اختلالات عصبی یا روان‌پزشکی به کار رود یا نه. به‌ویژه، این پدیده مسیرهای جدیدی برای درک هوشیاری و توجه باز می‌کند.