خلاصه: تحقیقات جدید الگوی متمایزی از فعالیت مغزی را در کودکانی که تحت فشار ورودیهای حسی مانند صدا، لمس یا نورهای روشن غرق میشوند، نشان میدهد. با استفاده از تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI)، پژوهشگران دریافتند که کودکان حساسگریزان فعالیت کمتری در شبکههای حس‑حرکتی بیرونی نشان میدهند، در حالی که فعالیت شبکههای درونی مربوط به شناخت و کنترل تکانه افزایش مییابد.
این تغییر جبرانکننده به نظر میرسد به آنان کمک کند تا فشار عاطفی را مدیریت کنند، اما همچنین سبب واکنشهای رفتاری قوی میشود. نتایج نشان میدهد که درک الگوی نورونی منحصر بهفرد هر کودک میتواند راهنمایی برای ارائه درمانهای حسی شخصیسازیشده و مؤثرتر باشد.
نکات کلیدی:
- الگوی نورونی متمایز: کودکان بیشحساس فعالیت کمتری در شبکه حس‑حرکتی نشان میدهند، در حالی که فعالیت شبکههای شناختی متمرکز بر درون افزایش مییابد.
- در مقابل در کودکان کمتر حساس: کودکانی که تحت فشار حسی نیستند، الگوی فعالسازی معکوس را نشان میدهند که نشانگر استراتژیهای نورونی متفاوت برای پردازش ورودیهاست.
- پتانسیل درمانی: ترسیم این الگوها میتواند به بالینیها کمک کند مداخلات حسی را برای کودکانی که با چالشهای عاطفی و رفتاری ناشی از حسگریز مواجهند، سفارشیسازی کنند.
منبع: UCSF
در جستجوی روشی برای اندازهگیری انواع مختلف اختلال پردازش حسی، عصبشناسان از تصویربرداری برای مشاهده چگونگی پردازش مغزهای جوان توسط تحریکات حسی استفاده میکنند.
اکنون، پژوهشگران در دانشگاه کالیفرنیا، سانفرانسیسکو، یک الگوی متمایز برای فشار حسی در برخی کودکان که به صدا، لمس و اطلاعات بصری بیش از حد حساس هستند، شناسایی کردهاند. این یافته میتواند روزی به متخصصان کمک کند درمانها را برای کودکانی که واکنشهای عاطفی و رفتاری شدیدی، مانند فورانهای عصبی، نسبت به محیط حسی خود دارند، بهبود دهند.
اختلال پردازش حسی بر نحوه درک و واکنش مغز به اطلاعات حسی تأثیر میگذارد، اما هنوز تشخیص پزشکی رسمی برای آن وجود ندارد.
این مطالعه که توسط مؤسسات ملی بهداشت (NIH) تأمین مالی شد، در تاریخ ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵ در مجلهٔ اختلالات رشد عصبی منتشر شد.
پژوهشگران در UCSF ۸۳ کودک با تنوع عصبی (ND) در بازه سنی ۸ تا ۱۲ سال مورد بررسی قرار دادند. تقریباً نیمی از آنها به برخی صداها، نورها یا حساسیتهای لمسی بهطور قابلتوجهی حساس بودند، در حالی که نیمه دیگر چنین حساسیتی نداشتند.
زمانی که دانشمندان مغزهای آنان را با استفاده از تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) که فعالیت مغزی را از طریق تشخیص تغییرات در سطوح اکسیژن خون میسنجد، تصویربرداری کردند، اختلافات قابلتوجهی بین دو گروه مشاهده شد.
برای کودکان بیشحساس، فعالیت در شبکههای مغزی که عملکردهای «بیرونی» مانند مهارتهای حرکتی و حساسیت را تنظیم میکنند، کم بود، در حالی که فعالیت در شبکههای مغزی که عملکردهای «درونی» مانند شناخت و کنترل تکانه را تنظیم میکنند، بالا بود. این دقیقاً برعکس الگوی مشاهدهشده در کودکان کمتر حساس بود.
«ما بر این باوریم که وقتی تحت تحریک بیش از حد ورودیهای حسی قرار میگیرید، با تقویت شبکههای متمرکز بر درون مغز برای بهدست آوردن خودکنترلی جبران میکنید. همچنین شبکههای متمرکز بر بیرون را کاهش میدهید تا ورودی حسی را به حداقل برسانید»، گفت پراتیک موخرجی، MD, PhD، استاد نورورادیولوژی در UCSF و یکی از نویسندگان ارشد مطالعه به همراه الیسا مارکو، MD، متخصص عصبشناسی اطفال.
«کودکانی که از نظر عاطفی تحت فشار ورودیها نیستند — برخی حتی واکنش کمتری نشان میدهند — برعکس عمل میکنند.»
تحقیقات پیشین نشان میدهد که ۵٪ تا ۱۲٪ از کودکان در ایالات متحده با چالشهای پردازش حسی مواجه هستند و این ممکن است بخش زیادی از نوسانات عاطفی در جمعیت سن مدرسه را توضیح دهد.
درمان برای کودکان بیشحساس اغلب بر روی مواجهه تدریجی با ورودیهای حسی در طول زمان تمرکز دارد تا آنها یاد بگیرند آن را تحمل کنند.
موخرجی گفت یافتههای تیم میتوانند به بهبود این درمانها کمک کنند: «اگر الگوهای مغزی یک کودک خاص را شناخته و نحوه ارتباط آنها با عاطفه و رفتار را بدانیم، میتوانیم از این برای شخصیسازی درمانها بهره ببریم.»
تأمین مالی: مؤسسات ملی بهداشت (5R01MH116950‑04).
سوالات کلیدی پاسخ داده شده:
سؤال: چه الگوی مغزیای نشانگر کودکانی است که تحت فشار ورودیهای حسی قرار دارند؟
پاسخ: فعالیت کمتر در شبکههای حس‑حرکتی بیرونی و فعالیت بیشتر در شبکههای شناخت‑کنترل درونگرایانه.
سؤال: این الگو چگونه با کودکانی که حساسیت بیشازحد ندارند تفاوت دارد؟
پاسخ: کودکانی که کمتر حساس هستند الگو معکوس را نشان میدهند؛ آنها شبکههای بیرونی را بهطور قویتری فعال میسازند.
سؤال: این یافتهها چگونه میتوانند به بهبود درمان کمک کنند؟
پاسخ: الگوهای مغزی فردی میتوانند به متخصصان کمک کنند تا درمانهای حسی را برای هر کودک بهصورت سفارشی تنظیم نمایند.
یادداشتهای سردبیری:
- این مقاله توسط سردبیر سایت Neuroscience News ویرایش شد.
- مقاله ژورنالی بهصورت کامل بازبینی شد.
- زمینهی اضافی توسط تیم ما اضافه شد.
درباره این خبرهای پژوهشی علوم اعصاب و رشد نورونی
نویسنده: Jess Berthold
منبع: UCSF
تماس: Jess Berthold – UCSF
تصویر: تصویر از Neuroscience News اعتبار گرفته است
تحقیقات اصلی: دسترسی آزاد.
«یک بستر نورونی برای بیشپاسخی حسی تعریفشده توسط سیستمهای مغزی بیرونی و درونی» توسط الیسا مارکو و همکاران. اختلالات رشد عصبی
چکیده
یک بستر نورونی برای بیشپاسخی حسی تعریفشده توسط سیستمهای مغزی بیرونی و درونی
پیشزمینه
سیستمهای نورونی بیرونی (exogenous) و درونی (endogenous) برای شناخت و رفتار ضروری هستند. اما نحوه تغییر این سیستمها در کودکان با تنوع عصبی (ND) بهدلیل ناهمگونیهای موجود هنوز بهطور کامل پاسخ داده نشده است.
پاسخپذیری بیشحسی (SOR)، شایعترین شکل اختلال پردازش حسی (SPD)، بهعنوان یک الگوی اساسی برای بررسی تعامل بین شبکههای مغزی بیرونی و درونی بهکار میرود، چرا که پردازش حسی پایه و پیشرفته بهطور قابلتوجهی در این وضعیت دخالت دارند.
روشها
کودکان با تنوع عصبی (ND) ۸ تا ۱۲ ساله (شمارش n = 83؛ ۳۰ دختر و ۵۳ پسر) بهطور مستقیم برای تشخیص SOR با استفاده از ارزیابی بالینی ساختاریافته، آزمون پردازش حسی سه بُعدی (SP3D:A) ارزیابی شدند و تحت تصویربرداری MRI ۳ تسلا قرار گرفتند. ۳۹ کودک ND با SOR (ND/SOR) و ۴۴ کودک ND بدون SOR (ND/NO‑SOR) شناسایی شدند.
شبکههای اتصال عملکردی بیرونی و درونی (FCNs) با استفاده از تحلیل مؤلفههای مستقل تولید شد و با دو معیار اتصال عملکردی محلی (FC)، یعنی دامنه جزئی نوسانات فرکانس پایین (fALFF) و همگنی ناحیهای (ReHo)، و همچنین یک معیار اتصال طولبرد، رگرسیون دوگانه (DR)، بررسی شدند.
علاوه بر این، ما اتصال عملکردی را در زمینه تنظیم رفتاری که از طریق سیستم ارزیابی رفتاری برای کودکان (BASC‑3) ارزیابی میشود، بررسی کردیم؛ کودکانی را با استفاده از تحلیل پروفایل نهفته بهصورت «مقاوم» یا «نامنظم» طبقهبندی کردیم.
نتایج
بهطور کلی، کودکانی ND/SOR اتصال طولبرد بیرونی کاهشیافتهای نشان میدهند. اما در زمینه اتصال محلی، متوجه شدیم که کودکانی ND/SOR اتصال بیرونی کاهش یافته و اتصال درونی بالا دارند که کاملاً برعکس کودکانی ND/NO‑SOR است. همچنین، این جداسازی دوگانه مخصوص کودکانی است که بهصورت رفتاری مقاوماند، در حالی که کودکانی ND با تنظیم عاطفی ناپایدار الگوی متمایزی دارند.
نتیجهگیری
دستیابی به اتصال بهینهٔ سیستم مغز — یک تعادل متوازن — توسط بیشپاسخی حسی تحتتأثیر قرار میگیرد و برای استقامت ضروری است.