این حس نهایت ناخوشایندی است: تلاش برای برقراری یک ارتباط عمیق و ماندگار با شخصی که فکر اصلی را برونسپاری میکند

آلاینا دمپولوس
صحنهای بود که گویی از فیلم نانسی مایرز الهام گرفته شده بود. ما در ناحیهٔ شرابزایی اورگان، در یک انبار روستایی‑آشیک که بوی ثروت مخفی میداد، برای شام تمرینی یک دوست حضور داشتیم. «این مکان عالی است»، به داماد آینده گفتم. او بهگونهای نزدیک شد که انگار میخواست رازی به من بدهد: «من اینجا را از طریق ChatGPT پیدا کردم.»
با لبخندی سفتانه به توضیح این مرد دربارهٔ استفاده از هوش مصنوعی مولد در مراحل اولیهٔ برنامهریزی عروسی گوش دادم. (آنها همچنین یک برنامهریز عروسی انسانی استخدام کرده بودند.) بهطور مودبانه جواب دادم. اما در درون خود تصمیم گرفتم: اگر همسر آیندهام با ورودیهای عروسی که از طریق ChatGPT بهدست آمده به من مراجعه کند، عروسیای برگزار نخواهد شد.
برخی افراد فهرستهای غیرقابل مذاکرهٔ رایج در رابطهها را دارند: سیگار نکشیدن، علاقهمند به گربه، تمایل به داشتن کودکان. در چند ماه اخیر، وقتی که هشدارهای فرا رسیدن رستاخیز ناشی از هوش مصنوعی در فید خبری و گفتوگوهای مهمانی من را در بر میگرفت، یک معیار جدید برایم بهوجود آمد. من با کسی که از ChatGPT استفاده میکند، قرار ملاقات نخواهم داد. (در واقع، با هر برنامهٔ هوش مصنوعی مولد، اما با ۷۰۰ میلیون کاربر هفتگی، ChatGPT بهتجویز بیشترین محبوبیت را دارد و بههمین دلیل هدف سرسختی من است.)
تمام «چه میشود اگر»ها را شنیدهام. چه میشود اگر برای کارم از آن استفاده کنم، اما در سایر موارد از آن متنفر باشم؟ چه میشود اگر برای کمک به مردم از آن بهره ببرم؟ چه میشود اگر فقط بهعنوان ابزار تصحیح متن استفاده کنم – هرگز از آن برای «نوشتن» چیزی استفاده نمیکنم. به همه اینها میگویم: افراد وجود دارند که شاید برای شما مناسب باشند، اما من جزو آنها نیستم.
«دردسر گرفتن» اصطلاحی است که گاهی برای توصیف دلزدگی بهکار میبریم. بخشی از داشتن این احساس این است که دقیقاً چرا رفتار کسی را نامناسب میدانید، درک نمیکنید. برای مثال، یک بار از تماشای مردی که اسموتیاش را از طریق نی مینوشید، «دردسر» گرفتم. در ابتدا، ضدیت من نسبت به ChatGPT شبیه یک احساس سطحی بود، یک حس بلافاصلهٔ انزجار که پایهٔ منطقی نداشت.
اما اینجا در پاییز ۲۰۲۵ هستیم و استفاده از این برنامه حتی برای کارهای سادهای مانند تنظیم یک برنامهٔ تناسب اندام یا تصمیمگیری دربارهٔ پوشش، بهتدریج تبدیل به یک انتخاب سیاسی میشود. میدانیم این فناوری پرمصرف انرژی، منبع آبمان را خالی میکند و هزینههای برق را افزایش میدهد. این برنامه بهعنوان دارونمایی برای ارتباط انسانی به بازار عرضه میشود؛ افرادی که تنها و رها هستند و بهدنبال همراهی یا حتی عاشق شدن با کدهای برنامهنویسی میگردند، نه یک روایت علمی‑تخیلی، بلکه واقعهای است که امروز بهطور طبیعی رخ میدهد. «بزرگثروتهای فناوری» که این حوزه را کنترل میکنند، ابتدا به سود و سپس به مردم فکر میکنند.
خب، ChatGPT به شما کمک میکند تا لیست خرید خود را بنویسید. آیا راحتی شخصیتان میتواند زیانهای اجتماعی احتمالی که این ابزار میتواند بهبار آورد، توجیه کند؟
گویی هنوز کافی نبود، ChatGPT بهگونهای رابطهٔ عاشقانه را حتی بدتر کرده است. دوستی صمیمیام بهتازگی گفت که شبروزی را با مردی گذرانده و صبح پیشنهاد داد برای یک صبحانه با هم بروند. مرد گوشیاش را بیرون آورد، ChatGPT را باز کرد و از آن برای پیشنهاد رستورانها درخواست کرد. چرا به کسی نزدیک شویم که تصمیمات خود را، از جمله تصمیمات لذتبخش مثل انتخاب مکان غذا، برونسپاری میکند؟ اگر کسی آنقدر تنبل باشد که برای برنامهریزی اولین قرار از ChatGPT استفاده کند، تصور کنید شش ماه آینده چقدر کمتلاش خواهد بود.
من بههیچوجه نمیتوانم تصور کنم که یک ارتباط عمیق و ماندگار با شخصی برقرار کنم که بهطور مداوم با فناوریای که توانایی تمرکز جمعیمان را بهتدریج میکاهد و شاید منجر به فاجعهٔ کامل شود، تعامل داشته باشد. کنجکاوی فکری، خلاقیت، اصالت – احتمالاً آنچه برایم ارزشمند است، در شخصی که «بهرهوری» را به معنای پرسیدن از یک برنامه برای خلاصهکردن داستان فیلم است تا نیازی به صرف وقت برای تماشا نداشته باشد، پیدا نمیکنم.
آیا ترجیح شما در [دوستی] واقعاً به اهداف بلندمدتتان خدمت میکند؟
علی جکسون، مشاور دوستیکردن و روابط عاشقانه مستقر در نیویورک، برای برخی کارها از ChatGPT استفاده میکند – اما او مبلغ نیست. او میگوید در شش ماه اخیر «همه» مشتریانش بهدلیل «chatfishing» یا افرادی که از هوش مصنوعی برای تولید تمام محتوا در برنامههای دوستیکردن خود – حتی تا پیامهای مستقیم – شکایت به او مراجعه کردهاند. من از جکسون پرسیدم که آیا حملهام به استفادهکنندگان ChatGPT بیش از حد سختگیرانه است؟ او گفت نه، پیش برو و قضاوت کن، اگرچه این ممکن است دامنهٔ روابط عاطفی من را محدود کند – حدود ۱۰٪ از جمعیت بزرگسال اکنون از این فناوری استفاده میکنند.
«از خود بپرسید آیا ترجیح شما واقعاً به اهداف بلندمدتتان خدمت میکند»، جکسون گفت. «در مورد شما، فرض میکنم این یکی از ارزشهایتان است و مهم است کسی را پیدا کنید که ارزشهایش با ارزشهای شما همراستا باشد.»
افراد دیگر نیز «احساس ناخوشایند» نسبت به هوش مصنوعی دارند و این تنها در زمینهٔ دوستیکردن نیست. آنا پریرا، ۲۶ ساله، در بروکلین زندگی میکند و برای مکانهای مختلف موسیقی زنده در شهر صداگذاری میکند. او خیال میبرد به تنظیمات گوشیاش رفته و ویژگیهای هوش مصنوعی همهٔ برنامهها را غیرفعال کند، اگرچه پلتفرمهای فناوری از گوگل تا اسپاتیفای این کار را تقریباً غیرممکن میسازند. پریرا معتقد است استفاده از ChatGPT «نشاندهندهٔ اینقدر تنبلی است».
«مثل این است که نمیتوانی بهتنهایی فکر کنی و برای این کار باید به یک برنامه تکیه کنی»، او گفت.
دو تا از دوستان پریرا بهتازگی یک جدایی پرآشوب داشتند. او پس از اینکه فهمید دیگری برای صحبت دربارهٔ احساساتشان به ChatGPT، که بهعنوان یک جایگزین درمانی بدنام شناخته میشود، مراجعه کرده بود (نه به شریک زندگیاش)، با یکی از آنها همنظر شد. «بهنظر میرسید که آنها نمیخواستند با احساسات انسانی نامطبوع مواجه شوند»، او گفت. «فقط میخواستند چیزی را پردازش کنند و پیش بروند، که این روش کار نیست.»
ناگهان نتوانستم آنرا بهتنهایی انجام دهم. من بیش از حد به هوش مصنوعی وابسته بودم تا سادهترین کارها [در کار] را انجام دهم.
ریچارد بارنز، که ۳۱ سال دارد و بهعنوان زیستشناس دریایی و گارسون رستوران در هاوایی مشغول به کار است، بهطور مشابهی خسته است. «نمیدانم آیا دربارهٔ کسی که از ChatGPT استفاده میکند، طرز فکر متفاوتی داشته باشم یا نه، اما میگویم «بیایید»،» او گفت. «نیازی نیست برای نوشتن لیست خرید به آن تکیه کنید. زندگیتان احتمالاً آنقدر سخت نیست. میتوانیم با هم لیست را تهیه کنیم.»
هنگامی که کارگردان گیلرمو دلتورو گفت «ترجیحاً میمیردم» تا از هوش مصنوعی مولد استفاده کنم، این خبر در سرصفحهها ظاهر شد. همانطور که SZA در استوریهای اینستاگرام خود به هشدارهای فناوری دربارهٔ «نژادپرستی محیطی» پرداخته و از کاربران که «بهصورت وابسته به یک ماشین» هستند، ترسید، این نیز به همان اندازه در میان سیمو لیو، آلیسون رمان، سلین دیون، ایمیلی بلانت و دیگران که در صنایع خود اظهارات انتقادی نسبت به هوش مصنوعی میکنند، مشاهده میشود. فکر میکنم این نقلقولها بهدلیل خاصی ویروسی میشوند: مردم با آنها موافقند.
حتی تا حدودی افراد مطرح در صنعت فناوری نیز این دیدگاه را بهدست میگیرند. ماه گذشته، پینترست فیلتر جدیدی افزود که به کاربران امکان میدهد محتوای هوش مصنوعی را خاموش کنند. متا امکان صدای خاموشی را میدهد، اما بهطور کامل امکان غیرفعالسازی مشابه را در اینستاگرام فراهم نمیکند. رسانه The Information گزارش داد که «مقاومت نشانگر» در حال افزایش است، بهطوریکه برخی از اهل سیلیکونولی بهکارگیری هوش مصنوعی برای نوشتن کدهای خود را رها میکنند.
لوچیانو نوئین، مهندسی ارشد نرمافزار مستقر در یونان و هلند، به من گفت که پیش از این با شور و شوق از هوش مصنوعی برای نوشتن یا تقویت کدهای خود استفاده میکرد. با گذشت زمان، متوجه شد که دیگر نمیتواند بهتنهایی برنامهنویسی کند. «قبلاً این کار را بهصورت خودکار انجام میدادم»، نوئین، ۲۷ سالگی، گفت. «سپس ناگهان نتوانستم بهتنهایی این کار را انجام دهم. برای انجام سادهترین کارها [در کار] بیش از حد به هوش مصنوعی وابسته شدم.»
نوئین استفاده از هوش مصنوعی برای برنامهنویسی را متوقف کرد و در زندگی شخصیاش بهندرت از آن بهره میبرد. او با دوستانی که بیش از حد از آن استفاده میکنند، شوخی میکند. اخیراً با دوستی که سه ساعت قطار از او فاصله دارد، ملاقات کرد. آنها تصمیم گرفتند در میانه مسیر ملاقات کنند. دوستش گفت برای پیدا کردن مکان مناسب از ChatGPT استفاده خواهد کرد، اما نوئین فقط به نقشه نگاه کرد. «یک شهر دقیقاً بین ما قرار دارد»، او گفت. «چرا برای این کار به ChatGPT مراجعه میکنی؟»
این به این معنی نیست که میخواهم با یک لودیست ضد‑ماشین رابطه داشته باشم (اگرچه مخالف نیستم). هرچند شاید سادهلوحانه به نظر برسد، من میخواهم زندگیام بدون تسلط ChatGPT باشد. بهتازگی این موضع را در پروفایل اپلیکیشن دوستیابیام قرار دادم و به سؤال Hinge «شما نباید با من بیرون بروید اگر…» با این پاسخ: «اگر برای هر کاری از ChatGPT استفاده کنید». این کمک میکند تا پیام واضح باشد.