
اورویل پک سال ۲۰۲۵ را در یک برنامهٔ فشردهٔ خودساختهٔ EGOT سپری کرد. بهار امسال، این خوانندهٔ کانتری مخفیپوش با حضور صحنهای جذاب و دامنهٔ صدایی شبیه به روی اوربیسون، برای اولین بار در برادوی بهعنوان مجری افسانهای در تولید ریبکا فریکنال از کاباره ظاهر شد؛ نقشی که او میگوید «بهطور عینی سختترین کار فیزیکی است که تا بهحال در زندگیام انجام دادهام». پس از آن، بلافاصله تمرینات خود را در باشگاه تشدید کرد و به استرالیا پرواز کرد تا نقش مبارز میخدار «ویگا» را در جدیدترین نسخهٔ فیلم زندهٔ «استریت فایتر» ایفا کند. این ماه، او EP جدیدش با عنوان Appaloosa را منتشر کرد؛ مجموعهای از ترانههای تأملی که شامل یک کاور از «Maybe This Time» لایزا مینیلی میشود. اورویل میگوید این پروژه بهویژه خاص است، چراکه او آن را بدون نگرانی از نظرات دیگران ساخته: «این نیاز به غرور یا تأیید من نیست»، میگوید.
ما با اورویل پک گفتوگو کردیم تا دربارهٔ استفادهٔ او از کراتین و غوطهوری در آب سرد برای حفظ فرم در صحنهٔ استریت فایتر، وعدهٔ پروتئینی که برای تقویت طولانی و طاقتفرسأ وزنگیری استفاده میکند، و چگونگی روی آوردن به مدیتیشن متعالی و آیاهواسکا برای یافتن تعادل پس از ترک الکل، صحبت کنیم.
GQ: بیایید از استریت فایتر شروع کنیم. شما فیلمبرداری آن را ماه گذشته تمام کردید و نقش مبارز ماسکپوش ویگا را ایفا میکنید. آیا در کودکی بازی را انجام میدادید؟
اورویل پک: بله، وقتی کودک بودم این بازی را انجام میدادم. دو برادر بزرگتر دارم و ما در دوران رشد مقدار زیادی استریت فایتر بازی میکردیم؛ بهترین بخش این بود که همیشه شخصیت ویگا را انتخاب میکردم، بنابراین وقتی این نقش به من پیشنهاد شد، حس شگفتانگیزی داشتم؛ چون این شخصیت همانطور که در دوران کودکیام بازی میکردم، بود؛ برای همین بسیار هیجانزده شدم.
چه چیزی او را به خود جلب کرد؟
اگر صادق باشم، فکر میکنم دلیل جذب من، کدگذاری همجنسگرایانهٔ ویگا بود. بسیاری از شخصیتهای استریت فایتر، بهویژه در استریت فایتر II که همان بازیای است که من در دوران کودکیام بازی میکردم و فیلم بر پایهٔ آن ساخته شده، بهصورت مبارزین حجیم، بوکسور و بزرگ هستند؛ اما من بیشتر توسط نمایشگری و فخرآفرینی و زیباییهای او جذب شدم. اگر شما یک کودک همجنسگرا بودید و بازیهای اولیهٔ استریت فایتر را میکردید، یا ویگا یا چونلی را انتخاب میکردید.
با توجه به عکسی که منتشر کردید، بهنظر میرسید برای این نقش خیلی قوی شدهاید. چگونه برای این نقش آماده شدید؟
باید بگویم که این کار بسیار مؤثر بود، اما من قبلاً برنامهٔ برادوی داشتم که بهطور عینی سختترین کار فیزیکی بود که تا بهحال انجام دادهام. بنابراین از همان ابتدا در بهترین وضعیت جسمانی بودم؛ هشت نمایش در هفته در برادوی داشتم. از زمان ترک الکل دو سال پیش، رفتن به باشگاه و تمرکز بر سلامت کلی برایم تبدیل به یک تمرکز دلپذیر شد. اما بله، وقتی فهمیدم قرار است بهعنوان یک مبارز بیپوشش مشهور ظاهر شوم، فوراً تمریناتم را تشدید کردم. در یک مدت حدود سه یا چهار هفته، زمانی که در نیویورک زندگی میکردم، روزانه دو ساعت در باشگاه میگذراندم، دو ساعت به تمرین هنرهای رزمی میپرداختم، آلبوم ضبط میکردم و هشت نمایش در هفته در برادوی میکردم.
این مقدار زیاد است.
بهراستی همینطور حس میکردم.
شما گفتید که قبلاً برنامهٔ تمرینی نسبتاً منظم داشتهاید. وقتی متوجه شدید باید نقش ویگا را ایفا کنید، چه نکتهای به برنامهٔ تمرینیتان افزودید؟
پیش از ظهور استریت فایتر تمریناتم بیشتر حول حفظ تناسب و سلامت کلی میچرخید؛ اما پس از اینکه فهمیدم قرار است در فیلم این نقش را ایفا کنم، رژیم پروتئینیام را بهصورت منظم و هدفمند برای ساختن حجم بیشتر تنظیم کردم. واضحاً، در هر فرصتی که مییافتم، مقدار غیرقابل تصور سفیدهٔ تخممرغ مینوشیدم و همچنین سبک تمرینم را تغییر دادم؛ بهسوی وزنهبرداری سنگینتر، هدفگیری دقیق گروههای عضلانی خاص و کار با مربیان مختلف متمایل شدم. در مجموع تمرکزم بر ساختن حجم بیشتر شد؛ امری که پیش از این خیلی به آن توجه نکرده بودم.
آیا تمرینی خاص بود که از آن متنفر بودید یا نتوانستید از آن سیر شوید؟
من عاشق روزهای تمرین ساقها (leg day) هستم؛ بله، آدمی عجیبوغریب هستم. بهنظر میآید اکثر افراد از روزهای تمرین پا خوششان نمیآید؛ اما من عاشق این روزهاست. از کودکی رقصآموز بودم؛ سالها بالهرقصنده بودم؛ بنابراین ساقها و باسن من بهراحتی رشد میکردند؛ این باعث شد روزهای تمرین پا برایم جذاب باشد، چراکه نتایج رضایتبخشی را در کمترین زمان میدیدم. بهنظر میرسد تمرینات سینه را کمتر دوست دارم؛ چون پیش از این کمتر به آن پرداختهام. اما در واقع من یک عاشق تحمل درد هستم؛ بهطوریکه حتی اگر از یک تمرین متنفر باشم، در نهایت عاشقش میشوم؛ چون لذت فشار دادن مرزهای خودم را میبرم.
گفته شده است که در پادکست مدرن لاو شما، گفتید استونزهای خود را انجام میدهید.
باور میکنم که همه افراد در فیلم مطلقاً بر این عقیده بودند که استونزهای خود را انجام دهند. طبیعتاً این فیلم یک اثر معطوف به هنرهای رزمی است. البته ما همگی دوپل استونز داشتیم؛ این افراد فوقالعادهاند که بهنظر من در این صنعت کافی اعتبار ندارند. زیرا نه تنها در هنرهای رزمی آموزش دیدهاند، بلکه در آکروباتیک نیز مهارت دارند. دوپل من یک آکروباتیک بینظیر است. آنها برای ایجاد سطحی از مبارزهٔ اکشن که شایسته فیلمی مانند این باشد، حضور دارند؛ اما بهطور همزمان، هر بازیگر دیگری نیز بهشدّت تمرین هنرهای رزمی انجام دادهاست. ما همه تلاشهای بزرگی برای تمرین فیزیکی خود کردیم.
ما تمام صحنههای مبارزه و استونزها را بارها تمرین میکردیم تا وقتی به مرحلهٔ تدوین میرسد، تصاویری داشته باشیم که همهٔ بازیگران در حال نبرد و انجام استونزها باشند؛ همچنین دوپلهای استونز ما این صحنهها را تکمیل میکردند تا جایی که ما کاستی داشته باشیم. در حقیقت، من تا بهحال آموزش مبارزهای نداشتم؛ زمانی که کودک بودم کاراته میکردم، اما برایم مثل برگشت به رقص بود، بهویژه با ویگا، چون تمام حرکات او شبیه به فلامنکو و نمایشگرا هستند. در کل، من بهسادهترینگونه به تمرین رقص برگشتم؛ تجربهای بسیار لذتبخش.
خب، میخواستم بپرسم آیا پسزمینهٔ بالهتان به شما کمک کرد تا ظاهرش را زیباتر جلوه دهید؟
جالب این بود که در این بخشها با دوپل استونزم همکاری داشتم؛ حتی وقتی او بخشهایی از مبارزات یا استونزهایی را انجام میداد که من توانایی انجامشان را نداشتم، من نظرات زیادی در مورد حرکات شخصیت داشتم و با او در طراحی حرکات خاص و دقیق مشارکت داشتم. این تجربهای بسیار هیجانانگیز بود.

رژیم غذایی در هدفهای تناسببدنیتان چه نقشی دارد، چه برای دستیابی به اهدافی که برای استریت فایتر در پیش گرفتید و چه بهطور کلی در زندگی روزمره؟
من بهراحتی وزن اضافه نمیکنم؛ از کودکی اینگونه بودهام؛ احتمالاً بهدلیل ژنتیک، متابولیسم یا نوع بدنیام است. بنابراین باید دقیقاً کالری مصرفیام را افزایش دهم و پروتئین بیشتری بخورم. صبح بلافاصله باید متابولیسمم را فعال کنم تا در طول روز بهخوراک ادامه دهم. این کار تقریباً تمام زمانی را میگیرد. صادقانه بگویم، این بخش از بدنسازی برایم بسیار خستهکننده و طاقتفرسا است؛ چون همیشه حس میکنم نمیتوانم به اندازهٔ کافی بخورم. حقیقتاً دیگر نمیخواهم سفیدهٔ تخممرغ دیگری ببینم.
من دیگر نوجوان نیستم؛ بنابراین هنگام مصرف این مقدار زیاد غذا، سطوح کلسترولم را زیر نظر میگیرم تا اطمینان حاصل کنم که همچنان سالم میمانم و تغذیهٔ پاکی دارم، در حالی که این مصرف غذایی بینهایت بزرگ را حفظ میکنم. این سختترین بخش است، اما فکر میکنم هرچه بیشتر در این زمینه مطالعه کنید و کنجکاویتان را حفظ کنید، کار کمی آسانتر میشود.
آیا تا بهحال از مکملهایی مانند پودرهای پروتئین استفاده کردهاید؟
بهنظر من، کراتین نسبتاً ایمن است و بهویژه برای نمایش تصویری مفید است، زیرا بهحفظ شکل و حجم عضلات کمک میکند، حتی اگر موقت باشد؛ این برای زیبایی در صفحهنمایش مهم است. همچنین، کراتین توانایی بلند کردن وزنههای سنگینتر را افزایش میدهد که منجر به پارگی بیشتر عضلات و در طولانیمدت رشد بیشتر میشود. من قطعاً طرفدار پودرهای پروتئین هستم؛ از پروتئینهای وگان استفاده میکنم و حتماً شیکهای پروتئینی فراوان مینوشم.
آیا دستور خاصی دارید که همواره از آن استفاده میکنید؟
بله، یک حقهٔ کوچک دارم چون از شیکهای پروتئینی خسته شدم. از یک شرکت بهنام REBBL استفاده میکنم؛ طعمشان بسیار خوشمزه است. طعم وانیل را میگیرم که شبیه شیر وانیلی است، و صبح و شب آن را مینوشم. آن را همراه با یک کاسه غلات میخورم تا حس کنم یک میانوعدهٔ خوشمزه دارم؛ این برای من یک مراسم بامزه است که هنگام بیدار شدن انجام میدهم. بهجای شیر، از شیکهای پروتئین استفاده میکنم؛ بنابراین حس میکنم فقط برای مصرف پروتئین نمینوشم، بلکه از این کار لذت میبرم.

در مورد ریکاوری چه میگویید؟ این نقش چه اهمیتی دارد؟ تصور میکنم بهویژه در برادوی باید خیلی دقیق باشید.
این نیز یکی از سختترین عناصر بود که هنوز هم در هدفهای بدنسازیام با آن دست و پنجه نرم میکنم؛ خواب، بخشی که بهطور معمول کماهمیت و کمارزش دیده میشود، ولی در حقیقت جایی است که رشد واقعی عضلات اتفاق میافتد. اگر تغذیه و خوابتان منظم نباشد، حتی اگر در باشگاه وزنهای سنگینتری بلند کنید، اثر دلخواه حاصل نخواهد شد؛ چون تمام رشد در زمان استراحت، بازنشانی متابولیسم و … رخ میدهد. برای من در نیویورک، این زمانبندی بهویژه دشوار بود؛ سعی میکردم حتی شش ساعت خوب خواب در شب داشته باشم.
من هنوز در این تعادل مشکل دارم. این بخش از روتین من بیشترین آسیب را میبیند. احساس میکنم بهمقدار کافی استراحت نمیکنم تا بهبود یابم؛ بنابراین همواره سعی میکنم بین این سه عنصر (تغذیه، تمرین و خواب) تعادل برقرار کنم. به همین دلیل کسانی که میبینیم اهدافشان را بهخوبی میرسانند، معمولاً بدنسازان تماموقت یا اینفلوئنسرهای فرم فیزیکی هستند؛ چون میتوانند این تعادل را آسانتر حفظ کنند، اما برای کسانی که مشغول به امور دیگر هستند، این کار دشوار است.
در سال ۲۰۲۲ تور خود برای برونکو را بهدلیل اینکه سلامت جسمی و روانیتان در حال فروپاشی بود به تعویق انداختید و بهطور واضح در مورد ترک الکل صحبت کردهاید. دربارهٔ این فرآیند بگویید.
در اصل، این تصمیم به این معنی بود که شروع به مراقبت جدی از تمام بخشهای خود کردم؛ شامل جنبهٔ جسمی، روانی، احساسی و حتی معنوی. برای من، این به معنای ترک الکل بود و روشی برای حضور بیشتر در بدن و گوش دادن به آن. گاهی فکر میکنیم بدنهایمان قویاند و میتوانیم برای مدت طولانی آنها را تحت فشار نگه داریم؛ اما در نهایت، این فشار بر جنبههای دیگر زندگی تأثیر میگذارد، حتی اگر بلافاصله فیزیکی نباشد.
بله، این تغییر بسیار بزرگ بود و برایم مهمترین نکته این بود که نه تنها یک روتین ورزشی پیدا کنم، بلکه روزانه زمانی را برای حرکت بدن، جریان خون، مراقبت از خود اختصاص دهم. این کار نه تنها مزایای شیمیایی برای مغزم، مانند دوپامین و سروتونین، دارد، بلکه صرفاً اختصاص زمان روزانه به انجام کاری فیزیکی و سالم برای بدن، بخشی عظیم از عواملی است که ما را در سطح ذهنی پایدار نگه میدارد.
میدانم که آیاهواسکا را امتحان کردید. آیا این تجربهٔ مفیدی بود؟
بله، تجربهای دیوانهوار بود. من دو بار آیاهواسکا مصرف کردم. این تجربه بسیار شفابخش بود؛ در عین حال، ترسناک و شدید نیز بود. من همیشه، بهنظر میآید در طول زندگیام، بدونآگاهی، همانند بسیاری از ما، احساسات، دردها و … را سرکوب میکردم؛ و وقتی خود را به چیزی که کنترل کامل ذهن و بدن را در بر میگیرد واگذار میکردیم، آنها به سطح میآمدند و رهایی مییافتند؛ چیزهایی که در آن لحظه قادر به نگهداشتنشان نبودم.
در تجربهٔ سفرهای خودم، همیشه با یک مانترای کوتاه یا جملهای خروجی میآیم که مدتی آن را همراه خود دارم. کسی که به ذهنتان میرسد از این تجربه چیست؟
بله. من با نسخهٔ جوانتر خود، که در وضعیت بسیار نامناسبی بود، یک ملاقات چهرهبهچهرهٔ شدید داشتم. این تصویر برایم کاملاً تکاندهنده بود؛ و از آن پس فهمیدم که در مراقبت از آن جوانی که شاید اکثر دردهای زندگیام را تجربه کرده بود،