یک بخش از کاتالوگ نمایشگاه Wifredo Lam: When I Don’t Sleep, I Dream را بخوانید.
بیورلی آدامز، کریستوف شریکس
نقاشی لام نه سیاه است، حتی وقتی که ردی را یافت، نه چینی، نه بومیامریکن، نه هندی؛ که در بدترین حالت میتواند فقط یک فولکلور زیبا باشد؛ نه «جهانی»، که صرفاً یک خلأ خوشایند، تعلیقی زیبا در یک مکان غیرمکان بدون سرگیجه باشد. نقاشی لام در درون ما فضای مشترک تخیل مردم را برمیانگیزد، جایی که بدون تغییر خود، نو میشویم. —ادوارد گلیسان، «Iguanas, Harriers, Crazy Totems: The Primordial Art of Wifredo Lam», ۲۰۰۱
در برخی روزها، وقتی که در هارلم زندگی میکردم، برای لحظهای به موزه هنر مدرن میرفتم تا نقاشی ۱۹۴۳‑سال ویفردو لام، جنگل را ببینم، که در نزدیکی لابی، نزدیک صندوق لباسها آویزان بود. (ورود رایگان بود.) —کری جیمز مارشال، «Close Encounters», ۲۰۲۰
نقاشی La jungla (The Jungle, ۱۹۴۲–۴۳) اثر ویفردو لام، از سال ۱۹۴۶ بهعنوان یک صحنهی معمولی در لابی ورودی موزه هنر مدرن (MoMA) دیده میشد، یک سال پس از خرید آن.1 همانطور که این اثر در آن وضعیت نسبتا برجسته و نیمهحاضر آویزان بود، نه در گالریهای مجموعه MoMA و نه در انبارهای آن، به شناختهترین کار لام تبدیل شد و برای بسیاری، نقاشی بنیادی برای هنر سیاهپوستان و ضد استعماری بود که تا آن زمان بهطور پراکنده در مجموعه حضور نداشت. عدم راحتی اولیه موزه در قرار دادن La jungla در گالریهای خود، در حالی که حضور قدرتمند این اثر و استقلال آن از دستهبندیهای مرسوم را به رسمیت میشناخت، منجر به عدم شناخت طبیعت واقعی آن و نادیده گرفتن تحول عمیق این اثر بر نقاشی غربی شد. این نقاشی بهطور متناوب خارج از لابی نمایش داده میشد، شامل نمایشگاههای امانی و نصبهای گاهوبیگاه برای هنرمندانی از آمریکای لاتین، تا سال ۱۹۸۸ که شاعر و منتقد جان یاو بهطور مشهور موما را به خاطر حذف هویت لام از هرگونه بحث دربارهٔ این اثر و جدا کردن آن از روایت مدرنگرایی مؤسسه انتقاد کرد.2

بهمحض اینکه آن روایت ثابت بهصورت گستردهتری مورد سؤال قرار گرفت، La jungla برای اولین بار در گالریهای مجموعه موما بههمراه آثار رابرْت مَدرَول و لُویس بورژوا در نمایش گذاشته شد. در سال ۲۰۱۹، این نقاشی در گالریای بهمورد هنرمندانی که در دورهٔ پسجنگی اولیه در صحنهٔ نیویورک فعال بودند، بهنمایش گذاشته شد. همان سال، این اثر در کتاب Among Others: Blackness at MoMA، که توسط موزه برای بررسی تاریخچهٔ جمعآوری و نمایش هنر سیاهپوستان منتشر شد، گنجانده شد—اولین باری که پس از هشتاد سال حضور این اثر در مجموعه، بهاینچنینی مورد بررسی قرار گرفت.3 اما دقیقاً اینگونه بود که لام به کار خود نگاه میکرد: «من بهعنوان نقاشی از مدرسهٔ پاریس، نقاشی سورئالیست یا هر جنبش دیگری شناخته شدهام، اما هرگز بهعنوان نمایندهٔ نقاشیای که حقیقتاً انجام میدهم، که در آن شعر آفریقاییانی که به کوبا آمدهاند را بهطور عمده بازتاب میدهم، که هنوز در ترانههایش درد زیادی پنهان دارد، در نظر گرفته نشدهام.»4
با خوداندیشی در بُعد نژاد و در مواجهه با زمینههای مختلف، لام پایهٔ رادیکالی برای هنر به شکل امروزی ایجاد کرد. نمایشگاه کنونی گامی دیگر در شناسایی سهم منحصربهفرد و میراث او بهعنوان هنرمندی فراملیتی است که اکنون نگرانیهای وی در مرکز مباحث دربارهٔ قدرت (استعمار)، مدرنیسم و جهان جای گرفته است.

درگیری لام با نژاد صرفاً بازتابی از هویت شخصی نبود، بلکه پدیدهای بزرگتر بود که همزمان با آگاهی سیاسیاش در دورهای از آشوبهای عظیم شکل گرفت. او به قدرت ارتباطی هنر ایمان داشت؛ یکبار نقاشی را «مسئلهای از حیات و مرگ» توصیف کرد.5 لام آموزشهای سنتی آکادمیک را دریافت کرده بود، اما نقاشیها و آرمانهای سیاسیاش در طول پانزده سال حضورش در اسپانیا در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ دگرگون شدند. او به مبارزه با فرانسیسکو فرانکو و فاشیسم پیوست، سمت چپ را پذیرفت و بهطور همزمان به نقاشی مدرن روی آورد. شیوهٔ کار در La Guerra Civil (جنگ داخلی اسپانیا، ۱۹۳۷)، اولین اثر صریحاً سیاسی او، از لحاظ احساسی مستقیم است؛ همانطور که او میگفت «صادقانه».6 این گواش عظیم بر روی کاغذ کرافت، ویرانگری جنگ را نشان میدهد که برای او هم سیاسی و هم شخصی بود.

در دوران کوتاه حضور لام در پاریس، از ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۰، او به بررسی موضوعات مشابهی همچون فقدان، اندوه و مهربانی ادامه داد؛ همانطور که در Femme violette (زن در بنفش، ۱۹۳۸) و Douleur de l’Espagne (دغدغهٔ اسپانیا، ۱۹۳۸) میبینیم. شکل و محتوا این آثار کمتر آشکار است، اما به همان اندازه اضطراری. لام در دفترچهنقاشی خود وقتی که در سال ۱۹۴۰ با ترک پاریس تحت اشغال نازی مواجه شد، نوشت: «اگر میتوانستم راهی برای بازگشت به سرزمینم پیدا کنم… اکنون بیش از هر زمان دیگری کار میکنم… تمنا دارم که با نقاشیام حرف بزنم (چقدر نقاشی زیباست).»7

گذشت و حال دشوار کوبا — تخریب انسانی در آن، از تاریخ بردگی و کار اجباری تا صنعت فعلی فحشا — بر کارهای لام تأثیر گذاشت، بهویژه از زمان La jungla، نقاشی که در آن بهدنبال راهی برای بستر دادن به فرهنگ سیاه بود نه استخراج آن و رویکردی مخالف با پرمیویتگرایی در مدرنگرایی اروپایی اتخاذ کرد.11