دلتنگی به خانه نوعی فقدان است که شاید هرگز امکان پایان یافتن ندهد؛ اما قلبی که در دو مکان حضور دارد می‌تواند همچنان خوشی پیدا کند

دست روی شیشه پنجرهٔ یک هواپیما که در نور غروب یا طلوع خورشید می‌درخشد
‘من سعی می‌کنم برای آن‌چه این‌جا دارم سپاسگزار باشم، بدون اینکه غمی که ندارم بر من چیره شود،’ … برای برخی، دلتنگی به خانه همیشه با گذشت زمان کمتر نمی‌شود. عک: مارکو بوتیگلی / گتی ایمیجز

برای کسانی که دور از خانه زندگی می‌کنند، ترکیبی از غم و سپاسگزاری به‌اندازه‌ای متناقض به‌نظر نمی‌رسد.

  • ذهن مدرن ستونی است که متخصصان در آن به مسائلی از سلامت روان که در کار خود می‌بینند می‌پردازند.

«کلماتی برای توصیف دقیق این حالت ندارم؛ فقط احساس می‌کنم در جای اشتباهی هستم و نمی‌خواهم اینجا بمانم».

در چند سال گذشته، سوزان هر سال نیم‌کرهٔ زمین را طی می‌کند تا به کشور زادگاهش برود و خانواده و دوستان نزدیکش را ببیند. هرچند خداحافظی‌ها همیشه دشوارند، سوزان معمولاً پس از چند هفته به خانه بازمی‌گردد و از طریق تماس‌های تصویری و پیام‌های منظم حتی با وجود اختلافات زمانی، ارتباط خود را حفظ می‌کند.

اما این بار، احساسی متفاوت بود.

سوزان با احساس غلبه‌کننده‌ای از بی‌پیوستگی و قطع ارتباط درگیر بود. او گفت: «فکر می‌کردم یک بازدید طولانی‌تر و زمان بیشتر با همه باعث می‌شود بازگشت آسان‌تر شود، اما در واقع سخت‌تر شده است». او ادامه داد: «وداع‌ها هرگز آسان‌تر نمی‌شوند و احساس می‌کنم قلبم آن‌جا است، هرچند اینجا زندگی می‌کنم».

سوزان به‌ویژه ناراحت بود که زمان بازگشت او باعث شد جشن تولد عمهٔ موردعلاقه‌اش را چند هفته از دست بدهد. او گفت: «خانواده برای نوشیدن چای و کیک گرد هم آمدند و من بسیار ناراحت شدم که آنجا نبودم. من بسیار می‌خواستم در تولد او حضور داشته باشم و بیش از هر چیز، صرفاً فیزیکی آنجا باشم و نه اینکه از نیم‌کرهٔ دیگر با تلفن تماس بگیرم».

او افزود: «امروز هم ناراحت شدم چون یک کیک ویژه و عالی پختم و می‌خواستم آن را با خانواده به اشتراک بگذارم، اما طبیعتاً آن‌ها اینجا نیستند؛ این غم، بخشی از لذت خلق آن را از من گرفت.»

همان‌طور که او صحبت می‌کرد، واضح بود که این فقط حس نوستالژی نیست؛ سوزان تمام دوران بزرگسالی‌اش را بین دو جهان می‌گذرانده است. یک بازدید طولانی و زمان بیشتری به‌جای شفای درد، به‌نظر می‌رسد آن را تشدید کرده است.

از دست رفتن چیزهای عادی

برای اینکه بفهمد چرا این بازگشت اخیر تا کنون سخت‌ترین بوده است، سوزان فکر کرد که شاید «جنبه‌های عادی زندگی» چیزهایی باشند که بیش‌ترین دلتنگی را برایشان احساس می‌کند. «تولدها، سر زدن به دیدارهای چای، یا برنامه‌ریزی برای ملاقات در هفتهٔ آینده، یا گردهمایی برای یک آخر هفته را از دست می‌دهم.»

به‌طور پارادوکسیک، بازدیدهای طولانی‌تر احساسات از دست دادن او را تشدید می‌کند: «چون ما به ندرت یکدیگر را می‌بینیم، بازدیدها فشار‌آمیز و تقریباً بیش از حد شدید می‌شوند، زیرا سعی می‌کنیم همه چیز را در زمان محدودی که با هم داریم جای دهیم.»

سوزان درد این درک را توصیف کرد که شاید بازدیدها هرگز نتوانند جبرانِ غیاب مستمر او را کنند. او گفت: «در واقع فکر می‌کنم این ناممکن است؛ هیچ بازدیدی نمی‌تواند جبران کند که من بیشتر وقت‌ها آنجا نیستم و این به معنای از دست رفتن چیزهای عادی است.»

وقتی دلتنگی به خانه فروکش نمی‌شود

پژوهشگران معمولاً دلتنگی به خانه را به‌عنوان اضطرابی توصیف می‌کنند که ناشی از دوری از خانه است و با این امید که با گذشت زمان کاهش یابد. اما برای بسیاری، این احساس هرگز به‌طور کامل از بین نمی‌رود. در نتیجه، به‌یک نوع «فقدان مبهم» تبدیل می‌شود – اصطلاحی که روان‌درمانگر خانواده پلین بوس برای توصیف غمی که فاقد پایان یا وضوح است، ابداع کرده است.

«فقدان مبهم» زمانی رخ می‌دهد که یک چیز یا شخص غایب است، اما به‌طور عمیقی در ذهن و دل ما حضور دارد. خانوادهٔ سوزان برای او حضور دارند؛ او می‌تواند با آن‌ها صحبت کند و چهره‌هایشان را ببیند – اما آن‌ها به‌صورت فیزیکی دسترس‌ناپذیرند.

تحقیقات بوس نشان می‌دهد که این نوع فقدان می‌تواند به‌اندازها و دردهایی مشابه سوگواری داشته باشد، دقیقاً به این دلیل که قابل تکمیل نیست.

سوزان در یک مقالهٔ زیبا در گاردین دربارهٔ دلتنگی مداوم و این فقدان مبهم مطالعه کرد. تأملات لوسیل وانگ در دل سوزان طنین‌انداز شد: «وقتی دو جهان دارید، همواره باید یکی را وداع کنید» و بار سنگین «ترک کردن» را همراه خود می‌کشید.

وانگ همچنین امید و پذیرش را توصیف می‌کند: «فکر می‌کنم چقدر شگفت‌انگیز است که دو جهان داشته باشیم، و با این‌که مجبوریم یکی را (فعلاً) رها کنیم، تجربیات، خاطرات و ارتباطات را در دل می‌مانیم. ما می‌آموزیم تا برای بهترین‌های هر دو جهان جایگاهی باز کنیم.»

ایجاد فضایی برای بهترین‌های هر دو جهان

سوزان چندین بار در گذشته به مشاوره پرداخته بود و آن را برای درک بهتر تجربیاتش و ساختن یک زندگی کامل مفید می‌دانست. او می‌گوید: «از این مشاوره می‌دانم که وقتی دلتنگی به خانه به سراغم می‌آید، در حال سوگواری هستم و این سوگواری به‌صورت لایه‌ها و موج‌ها ظاهر می‌شود. همچنین می‌دانم که راه‌حل یا رفع قطعی برای آن وجود ندارد.»

در مواجهه با این دورهٔ اخیر، سوزان سعی می‌کند هم دلتنگی و سوگواری‌اش را بپذیرد، هم‌زمان با این که جایگاهی برای بهترین‌های هر دو جهان باز کند. این فرآیند ایجاد فضا، سوزان را به پرسشی دربارهٔ چگونگی درک احساسات متضاد و متناقض هدایت کرده است.

چگونه می‌توانم فضایی برای شکرگزاری، خوشی و ارتباطات انسانی با افراد زندگی‌ام این‌جا ایجاد کنم، بدون اینکه از غم، از دست دادن و اشتیاق برای افراد آن‌جا غرق شوم؟” او پرسید.

تحقیقات روان‌شناختی نشان می‌دهد که احساسات ترکیبی – مانند غم و سپاسگزاری – متناقض نیستند؛ بلکه هم‌زمان حضور دارند و در واقع به‌صورت نورونی یکپارچه‌اند. این پارادوکس تجربهٔ سوزان را تأیید می‌کند و همان‌طور که وانگ اشاره کرد، قدردانی از شگفتی دو جهان و شاید داشتن قلبی در دو مکان می‌تواند به سوزان کمک کند تا در گذارها راحتی بیابد، نه اضطراب.

برای یافتن «چگونه» و کمی آرامش، سوزان از توصیه‌های اخیر کارشناس غم، دکتر لوسی هون بهره می‌گیرد. هون پیشنهاد می‌کند که غم را به «مقدارهای قابل مدیریت» تقسیم کنیم، بین مواجهه و گریز از آن نوسان داشته باشیم و با فعالیت‌های حواس‌پرت‌کننده، فواصل کوتاهی از غم ایجاد کنیم.

در این فواصل، سوزان نگاهی به احساس آرامش می‌بیند. او می‌گوید: «سعی می‌کنم برای چیزهایی که این‌جا دارم سپاسگزار باشم، بدون اینکه غم‌ واری که ندارم بر من چیره شود». شاید این تنها راه برای زندگی همراه با آن باشد – ایجاد فضایی برای هر دو.

زندگی همراه با این احساس احتمالاً برای همیشه ادامه خواهد یافت. در این مسیر، سوزان تنها نیست. داستان او بازتابی است از تجربه‌های بسیاری از مهاجران، مقیمان برون‌مرزی و خانواده‌های دوردست: وقتی اشتیاق، عشق و فقدان به‌عمق به‌هم پیوسته‌اند، دل ما به اندازه کافی انعطاف‌پذیر است تا همهٔ آن‌ها را هم در اینجا و هم در آنجا جای دهد.

*سوزان ترکیبی از چندین فرد مختلف است که همگی اجازه داده‌اند تجربیاتشان در اینجا به اشتراک گذاشته شود. جزئیات خاص به‌منظور حفظ حریم خصوصی تغییر یافته‌اند