جیِل مککانویل به PEOPLE میگوید که پیتبول او، دِبو، «فوراً چشم در چشم شد» با بچهگربه از پشت شیشه
آشلِی وگا
نکات مهم
-
در یک برنامهٔ پِتسمارت، پیتبولی به نام دِبو برای یک بچهگربهٔ سرپناهی به نام فیگارو دل داد — و این لحظه توسط دوربین ضبط شد.
-
ویدئوی ویروسی تیکتوک که ارتباط فوری آنها را نشان میدهد، توسط میلیونها نفر دیده شده و لبخندها را در شبکههای اجتماعی بهوجود آورده است.
-
مالک دِبو، جیِل مککانویل، به PEOPLE میگوید که بچهگربه «از پیش قرار بود با ما باشد» — و اکنون این دو جداییناپذیرند.
یک سگ و یک گربه که در راهروی شلوغ پِتسمارت چشم در چشم میشوند، ممکن است شبیه داستانی از کتاب کودکانه بهنظر برسد، اما برای خانوادهٔ جیِل مککانویل، آن لحظه یک قصهٔ واقعی را بهوجود آورد.
«خب، چیزی که برایمان برجسته شد این بود که از کنار تمام گربههای دیگر عبور میکردیم و به محض اینکه او این بچهگربه را دید و بچهگربه هم او را، بلافاصله چشم در چشم شدند؛ او بلافاصله شروع به ناله کردن به سمت شیشه کرد»، مککانویل به PEOPLE میگوید. «اینقدر بامزه بود که به دخترم گفتم حتماً این را ضبط کنیم.»
مککانویل تأکید میکند که خانواده آن روز برنامهای برای پذیرش حیوان خانگی دیگری نداشتند. او توضیح میدهد: «در آن روز یک رویداد در پِتسمارت برگزار میشد و ما قصد داشتیم کمی زودتر برویم، اما کارهای دیگری هم بود که باید انجام میدادیم.»
«یکی از سگهای مسن ما بهزودی خواهد رفت، بنابراین ما مجبور شدیم از خانه بیرون برویم، میدانید؛ و آنها برنامهٔ «حیله یا خوراک» کوچکی برگزار میکردند، بنابراین فقط برای حضور در آن رفتیم و بهنظر میرسید که باید در آنجا حضور داشته باشیم»، او ادامه میدهد.
سگ او، دِبو، همواره نسبت به سایر حیوانات، بهویژه گربهها، آرام و مهربان بوده است. «او دو گربه در خانه دارد»، مککانویل میگوید. «یکی از آنها به نام ماسترو است — او بهترین دوستش است — و گربهٔ کوچک دیگرمان، منگو، در ابتدا گربهٔ دخترم بود، اما او پس از رفتن دخترم، این گربه را با ما گذاشت.»
مککانویل میگوید طبیعت آرام دِبو کلیشههای معمول در مورد نژادش را میشکند. او میگوید: «او یکی از آن پیتبولهاست که بهسادگی عاشق بچهگربهها میشود»، با افتخار. این بخشی از دلیل این است که ارتباط فوری او با بچهگربه در پِتسمارت بهطرز طبیعی بهنظر میرسید.
دِبو، که هشت سال دارد، از روزی که اولین بار او را دید، «نوزاد شیرین کوچک» مککانویل بوده است. او به یاد میآورد: «در ابتدا وقتی همسرم برای اولین بار دربارهاش به من گفت، نمیخواستم سگ دیگری داشته باشم». «او گفت بگذار برویم او را ببینیم؛ بلافاصله او را دیدم و فوراً به او دل بستهام.»
بازتاب روزی که دِبو را به خانه آوردند، شبیه روزی بود که بدون بچهگربه از پِتسمارت بیرون رفتند. او میگوید: «من بارها و بارها ویدئو را دوباره تماشا میکردم و همواره بهآن فکر میکردم». «به همسرم گفتم: «دِبو واقعاً این بچهگربه را میخواهد»، و فکر کردم شاید این را آنلاین بگذارم.»
قصد او، همانطور که توضیح میدهد، هرگز هدف ویرال شدن نبود. او میگوید: «این یک لحظهٔ اصیل و واقعی بین دو موجود بود که شاید انتظارشان را نداشتند، میدانید؛ موجوداتی که میخواهند یکدیگر را دوست داشته باشند». «بهویژه پیتبولها — گاهی بهاشان نگاه منفی میشود — پس هر وقت توانستم جانب نرمتر پیتبولها را نشان دهم، حتماً این کار را میکنم.»
با این حال، گسترهٔ این ویدئو او را شگفتزده کرد. تیکتوکی که با زیرنویس «در چشمان آن بچهگربه برای همیشه دید» و متن روی صفحه «وقتی پیتبولتان در مرکز پذیرش پِتسمارت احساسات پیدا میکند» بهسرعت در فضای آنلاین محبوب شد. مککانویل میگوید: «میخواهم این را واضح کنم؛ بچهگربه از پیش قرار بود که با ما باشد.»
مصمم شد تا بچهگربه را پیدا کند، مککانویل روز بعد جستوجو کرد. او میگوید: «به وبسایت مراجعه کردم، نتوانستم او را پیدا کنم، پس با پِتسمارت تماس گرفتم؛ او هنوز آنجا بود و گفتند باید درخواست را از طریق Soul Dog Rescue ارائه دهم». او اضافه کرد: «بنابراین این کار را انجام دادم.»
از زمانی که به خانه آمد، فیگارو بهتدریج با محیط جدیدش سازگار میشود. مککانویل میگوید: «او هنوز در حال شناخت خانه و بوی آن است». «او از دیگران میترسد نه، اما چنین نیست که بگوید «حالا بهچهرهام نزدیک نشو».»
از همان ابتدا، بچهگربه خانه را روشنتر کرده است. مککانویل میگوید: «بدون شک جو سنگین خانه را سبکتر کرده است». «بنابراین ما واقعاً خوشحالیم که او به خانه آمد.»
دِبو، همانند که همیشه مهربان و مراقب است، بهویژه با گربههای دیگر. او میگوید با خنده: «دِبو همیشه به منگو نگاه میکند، گویی میگوید: «بهتری بهتر با گربهام رفتار کنید، چون من دارم مراقبت میکنم»،». «دیدن این صحنه واقعاً بامزه است.»
وقتی از تأثیر توجه تیکتوک بر تصمیم آنها پرسیده شد، مککانویل ثابت میکند: «برای من نه». او میگوید: «او از همان لحظهای که دِبو گفت او گربهٔ ماست، گربهٔ من بود.»
اما همسرش به کمی تشویق نیاز داشت. مککانویل میگوید: «او بیشتر عملیپره است و من بیشتر شخصی هستم که میگوید بگذار بریم و انجامش دهیم». «پس قطعاً این مسأله در تصمیم او کمک کرد.»
او میگوید: «این نشان میدهد عشق هیچ مرزی نمیشناسد». «مهم نیست — نیمروح شما میتواند در هر بدنی باشد و آن نیمروح شما را در هر زندگی، هر موجودی که باشید، پیدا خواهد کرد.»
مقالهٔ اصلی را در PEOPLE بخوانید