توسط ری راتتو

گلدن استیت واریرز این فصل بهطور مثبت «meh‑tastic» عمل کردند، گویی بالاخره به این نکته رسیدند که پس از این همه سال واقعاً پیر شدهاند. اگرچه بازی بهصورت کامل از دستشان نرفته، اما دینامیکهای استعدادی NBA مطمئناً بهسرشان رفته است. آنها هنوز بهسختی بهمانند بدترین رقبایشان نیستند، همانطور که همرزمی همپتون بهتازگی به هزینهٔ خودش آموخت، و تا زمانیکه پیری بر استیون کری تأثیر نگذارد، این وضعیت ادامه خواهد یافت. اما در این لحظه چیزهای زیادی برای توصیه کردن این تیم بهعنوان تجربهٔ تماشا یا رقیب پلیآف وجود ندارد. پیروزی ۱۲۰‑۹۷ آنها بر اورلاندو در شب دوشنبه صرفاً آنها را به سطح .۵۰۰ بازگرداند. برای هواداری که تیمهای ۲۰۱۵‑۲۰۱۹ را بهیاد میآورد، که در آن پنج فصل تنها پنج روز زیر .۵۰۰ بودند، این کمی فروشی است.
اما نمایش باید ادامه یابد، و وقتی هر روز رقابت جدیدی برای دلارهای سرگرمی است — پاندای قرمز اکنون در حال اجرای مسابقات NFL است، برای لطف خدا — واریرز میآموزند که جذب مخاطب تنها بهدست آوردن ۴۸ امتیاز توسط کری در یک شکست عجیب نیست. گاهی نمایش او را میبینید، اما دیگر بهصورت تکراری دورهای نیست. همین وضعیت برای معضل درایموند گرین نیز صدق میکند؛ او سعی دارد مخاطبان تخصصیاش را درگیر نگه دارد و «دریموندناسی» نامشخص خود را مدیریت کند.
به این ترتیب، دو شب پس از اخراج خود در نیمهٔ دوم (که برای او هم چشمگیر بود) گرین در جریان بازی دوشنبه وارد یک مشاجرهٔ پرشور با سرمربی استیو کر روی نیمکت شد. این درگیری تقریباً سه دقیقه پس از آغاز نیمهٔ دوم رخ داد (آیا الگوی جدیدی شکل میگیرد؟) و با یک پیچ و تاب نوین به پایان رسید: گرین خود بهصورت خود‑اخراج نادر و باارزشی به لباسخانه رفت. درسته که گرین پیشتر با جلب توجه داوران از بازیها فرار کرده، اما این بار کمتر مبهم و کمتر به تصمیم داور وابسته بود. او بهطور خودجوش رفت. شاید این هدیهای دیرهنگام به پسرش دی.جی. در نوزاد نهمسالگیاش باشد.
برای کسانی که خارج از مدار جغرافیایی واریرز هستند، این میتواند بهعنوان یک «دریموند‑او‑گرام» دیگر ثبت شود، نمونهای دیگر از اینکه او خشم خود را بهسراغ پیادهروی میبرد چون ۱) در آن لحظه حس درست داشت و ۲) کر بهمدت طولانی این رفتار را تحمل کرده بود. این دو حتی در نیموقت یک بازی پلیآف فکر کردهاند که بهجای درون لباسخانه، در میانهٔ زمین بههم بزنند تا تماشاگران پولی بتوانند از صحنه لذت ببرند.
اما هر دو طرف در آن زمان جوانتر و سرسختتر بودند. امروز؟ گرین نزدیک به ۳۶ سال و کر دقیقاً ۶۰ سال سن دارد. اگر جیک پائول و آنتونی جاشوا (حدودی) میتوانند برای پول بجنگند، چرا گرین و کر نباید؟ مطمئناً این جنگ مشتمحور بین نسلها در این ایام تعطیلات تنها نبوده، همانطور که خانوادهٔ خودتان بهزودی کشف خواهد کرد.
در نهایت، گرین بهنوبت به نیمکت بازگشت، اگرچه نه بهصورت فعال در بازی، و همتیمیهایش در غیاب او بهخوبی بر ماجیک غلبه کردند؛ آنها پیشتر این «سگ‑و‑اسب» خاص را دیدهاند و همانطوری واکنش نشان دادند. واریرز پس از این سعی کردند همهچیز را صرفاً «یکی از این چیزها» بنامند، که در چارچوب سفر مدیریت خشم شخصی درایموند گرین تقریباً درست است.
این، البته، رویکرد کاملاً اشتباهی است، مگر اینکه برنامهٔ کاری این باشد که یک نبرد نهایی بدونقوانین‑اشیاء‑خارجی‑مجاز بین بازیکن و سرمربی را در آینده ترتیب دهند. شاید بتوان این را در آخرین بازی خانگی کری در سال آینده برگزار کنند تا شب تنها مراسم «اینجا یک ماشین، یک مجسمه و یک شغل تماموقت؛ ممنون که ما را بهغیرقابلتصور ثروتمند کردید» نباشد. این میتواند ادای احترام احساسی باشد: یک نمایش نهایی آتشباریکنانه که این حماسه را پیش از کسانی که بیشترین توجه را به این سنت سالانه داشتهاند، به پایان برساند.
مورد گرین علیه کر شاید خیلی پس از زمان مصرفیاش ادامه پیدا کرده باشد و رویداد شب گذشته در چارچوب این دورهٔ حماسی بهتنهایی به تفاوت سس فرانک و چولولا روی بوریتوی شما برگردد. اما به یاد داشته باشید، این دو پیش از کارنامهٔ بوکسنشینی ناامید کنندهٔ جیک پائول، بههم رسیدهاند و اگر دینامیک آنها نتواند ادامه یابد، این یک تراژدی خواهد بود. حداقل نبرد میتوانست سرگرمکنندهتر باشد، که کار سختی نیست، بهعلاوه میتوانست تنوعی تازه باشد نسبت به تور خداحافظی پاندای قرمز—مگر اینکه او یک دوچرخهٔ تکچرخ آتشدار بهنمایش اضافه کند.