در حالی که فناوری ایمپلنتهای عصبی و هوش مصنوعی با سرعتی سرسامآور پیش میروند، آیا به مجموعهای جدید از حقوق برای محافظت از صمیمترین دادههای ما — ذهنهایمان — نیاز داریم؟
توسط لیندا کنستِلر
در یک بعد از ظهر اخیر، در مقر مینیمالیستی آزمایشگاه رسانهای MIT، پژوهشگر نتالییا کوسمینا جفتی عینک ضخیم خاکستری به من داد تا امتحان کنم. این عینکها تقریباً عادی بهنظر میرسیدند به جز سه نوار نقرهای که در داخل آنها جای گرفته بود، که هر کدام به مجموعهای از حسگرهای الکتریکی مجهز بودند. او یک توپ کوچک رباتیک فوتبال را روی میز جلوی ما گذاشت و پیشنهادی کرد که «محاسبه ذهنی پایهای» انجام دهم. من شروع به شمارش مضربهای ۱۷ در ذهنم کردم.
پس از چند ثانیه، توپ فوتبال روشن شد و به دور خود چرخید. بهنظر میرسید که با نیروی خالص ذهنم آن را به حرکت درآوردهام، هرچند که به هیچوجه ارادهام را به آن اعمال نکرده بودم. فعالیت مغزم به شیء خارجی متصل شده بود.
«تمرکز، تمرکز»، کوسمینا گفت. توپ دوباره به دور خود چرخید. «عالی»، او گفت. «بهتر میشوی».
کوسمینا، که همچنین بهعنوان پژوهشگر مهمان در گوگل فعالیت میکند، خود این عینکها را طراحی کرده است. در واقع اینها یک رابط مغز‑کامپیوتر ساده (B.C.I.) هستند، که پل ارتباطی بین ذهن و ماشین را فراهم میکنند. همانطور که ذهنم از ۱۷ به ۳۴ و سپس به ۵۱ پیشرفت میکرد، حسگرهای الکتروانسفالوگرافی (EEG) و الکترواوکولوگرافی (EOG) فعالیت الکتریکی بیشتری را در چشمها و مغزم ثبت میکردند. توپ بهگونهای برنامهریزی شده بود که هر زمان سطح «تلاش عصبی» من به آستانهای خاص رسید، روشن شده و بچرخد. وقتی تمرکزم کم میشد، توپ فوتبال ثابت میماند.

در حال حاضر، این عینکها صرفاً برای مقاصد پژوهشی استفاده میشوند. در MIT، کوسمینا از آنها برای کمک به بیماران مبتلا به ALS در ارتباط با مراقبان استفاده کرده است — اما او میگوید که هر هفته درخواستهای خرید متعددی دریافت میکند. تا کنون این درخواستها را رد کرده است. او بهخوبی میداند که این فناوری بهراحتی میتواند مورد سوءاستفاده قرار گیرد.