«یک کودک می‌توانست این کار را بکند»: مطالعه‌ای جدید دربارهٔ نقاشی‌های جکسون پولاک

یک پژوهش جدید نشان داد که سبک پولاک برای بزرگسالان دشوار است، در حالی که برای کودکان … بازیِ بچه‌ها

نوشته ربکا آن هیوز

یک پژوهش جدید نشان می‌دهد که تقلید سبک پولاک برای بزرگسالان دشوار است، در حالی که برای کودکان … یک بازی کودکانه است

«یک کودک می‌توانست این کار را بکند» ساده‌ترین انتقاد نسبت به هنر مدرن است، اما در مورد جکسون پولاک، بدبینان به‌راستی درست‌اند.

این هنرمند آمریکایی، از جنبش اکسپرسیونیسم انتزاعی، استاد نقاشی‌های چکه‌دار بود؛ او رنگ‌ها را به‌صورت قطره‌ها، پخش و پرتاب می‌کرد بر روی بومی که بر روی زمین پهن شده بود.

یک پژوهش جدید نشان داد که تقلید سبک پولاک برای بزرگسالان دشوار است، در حالی که برای کودکان … یک بازی کودکانه محسوب می‌شود.

آیا می‌توانید تشخیص دهید که یک نقاشی توسط کودک یا بزرگسال خلق شده است؟

و در مورد هنرمند، آیا می‌توانیم به‌طور قابل‌اعتمادی تشخیص دهیم که یک اثر هنری توسط کودکان یا بزرگسالان تولید شده است؟ این سؤال همان چیزی بود که پژوهشگران در یک مطالعهٔ Frontiers in Physics جدید می‌خواستند آزمایش کنند.

در حالی که منتقدان فقط در نقاشی‌ها پولاک آشفتگی بی‌استعداد می‌دیدند، هدف اصلی هنرمند این بود که مکانیک‌ها و حرکات کنترل‌شدهٔ بدنش را هنگام نقاشی بر روی بوم منعکس کند.

فیزیک‌دان و هنرمند ریچارد تیلور و تیم او به این ایده پرداختند؛ آنها از ۱۸ کودک بین ۴ تا ۶ سال و ۳۴ بزرگسال بین ۱۸ تا ۲۵ سال درخواست کردند تا با پاشیدن رنگ رقیق بر روی ورق‌های کاغذی که بر زمین قرار داشت، آثار هنری الهام‌گرفته از پولاک خود را بسازند.

این «نقاشی‌های ریختنی» که تیم پژوهشی به آن نام دادند، سپس تحت تجزیه‌وتحلیل ریاضی دقیق قرار گرفتند.

نمونه‌های نقاشی ریختنی ایجاد شده توسط یک کودک (سمت راست) و یک بزرگسال (سمت چپ) در آزمایش‌های Dripfest
نمونه‌های نقاشی ریختنی که توسط یک کودک (سمت راست) و یک بزرگسال (سمت چپ) در آزمایش‌های Dripfest ساخته شده‌اند. منبع: Fairbanks و همکاران، ۲۰۲۵.

دانشمندان فراکتال‌های این تصاویری را مطالعه کردند — الگوهایی که در مقیاس‌های مختلف تکرار می‌شوند، همانند درخت‌ها، ابرها و کوه‌ها — و لاکوناریته که بر تفاوت‌های فواصل بین خوشه‌های رنگی تمرکز دارد.

بر این اساس، برای هر نقاشی براساس پیچیدگی الگوها و فضاهای خالی امتیاز اختصاص یافت.

نتایج نشان داد که نقاشی‌های بزرگسالان دارای چگالی الگوهای بالاتر و مسیرهای رنگی گسترده‌تری بودند؛ خطوط به‌سوی جهات مختلف پخش می‌شدند.

نقاشی‌های کودکان، برعکس، با الگوهای ریزتر و فواصل بیشتری بین خوشه‌های رنگی شناخته می‌شدند. این نقاشی‌ها مسیرهای ساده‌تری در یک بعد داشتند که جهت خود را کمتر تغییر می‌دادند، که این بازتابی از تفاوت‌های حرکتی بدن آن‌ها نسبت به بزرگسالان است.

آثار هنری کودکان شباهت بیشتری به نقاشی‌های پولاک داشتند

پژوهشگران دریافتند که نقاشی‌های گروه جوان‌تر شباهت بیشتری به آثار مکتب اکسپرسیونیسم انتزاعی داشتند.

«به طرز شگفت‌انگیزی، نتایج ما نشان می‌دهد که نقاشی‌های کودکان شباهت بیشتری به نقاشی‌های پولاک دارند نسبت به آثار بزرگسالان»، تیلور گفت.

این پژوهش بر این باور است که تغییرات در تعادل بیومکانیکی هنرمند ممکن است دلیل این باشد که کودکان قادر به بازتولید دقیق‌تر آثار او هستند.

نقاشی‌های ریختنی کودکانه از لحاظ بصری جذاب‌ترند

نویسندگان پژوهش همچنین نحوهٔ دریافت عمومی از آثار داوطلبان بزرگسال خود را بررسی کردند.

از بینندگان خواستند تا دربارهٔ پیچیدگی، جذابیت بصری و خوشایندی نقاشی‌ها نظر دهند. نتایج نشان داد که آن‌چه نقاشی‌ها با فواصل بیشتر و الگوهای فراکتالی کمتر پیچیده داشتند، به‌عنوان خوشایندتر ارزیابی شدند.

نقاشی‌های کودکان، هرچند مورد تحلیل قرار نگرفتند، همین ویژگی‌ها را دارند.

پژوهشگران بیان کردند که خوشایندی ممکن است ربطی به آشنایی داشته باشد.

«پژوهش‌های پیشین ما نشان می‌دهد که سیستم‌های بصری ما پس از میلیون‌ها سال مواجهه با مناظر طبیعی، در زبان‌های بصری فراکتال‌ها «ماهری» شدند»، تیلور توضیح داد.

«این توانایی در پردازش اطلاعات بصری، واکنش زیبایی‌شناختی را برمی‌انگیزد. جالب این است که این به این معنی است که نقاشی‌های ریختنی کودکان از نظر جذابیت، از نقاشی‌های بزرگسالان پیشی می‌گیرند.»