سریال کانادایی با صحنههای صریح رابطه جنسی مرد-به-مرد، به گوشهای از مخاطبان که سالها نادیدهمانده بود دست یافت — و هالیوود را شگفتزده کرد
شبهای پنجشنبه در منزل خانواده پولیکین در ونکوور، بریتیش کلمبیا، برای تماشای برنامهای منظم کنار گذاشته میشود. در این زمان، قسمتهای جدید Heated Rivalry — درام داغ هاکی همجنسگرایانهای که همه را بههیجان میاندازد — بر روی استریمر پرمیوم Crave در کانادا و HBO Max در ایالات متحده منتشر میشوند.
همه در این سرگرمی شرکت نمیکنند. دو فرزند خانواده، ۱۱ و ۱۳ ساله، به اتاقهای خود فرستاده میشوند. مت، پدر، به آشپزخانه میرود. تنها جوی، مادری ۴۵ ساله، است که روی مبل نشسته و مشتاقانه منتظر تمام صحنههای تحریکآمیز بین قهرمانان جذاب این نمایش است: ایلیا روزانوف روسی (با بازی کانور استوری، متولد تگزاس، ۲۵ ساله)، مرکز ستاره تیم خیالی بوستون ریدرز، و شین هولاندر (بازیگر کانادایی هادسون ویلیامز، ۲۴ ساله)، کاپیتان تیم خیالی مونترال مترُس.

«تعداد تبلیغات زیاد بود، پس گفتم: «یکبار بررسی میکنم. فکر نمیکنم این مورد من باشد»،» میگوید جوی، که نحوه کشف و عشقورزیاش به این سریال را بازگو میکند؛ سریالی که توسط جیکوب تیرنی (نویسنده‑کارگردان کمدی کالت کانادایی Letterkenny) نگارش و کارگردانی شده و بر پایه مجموعه کتابهای پرفروش رچل رید، یک همملیکَنادایی دیگر است. «بیتردید، ستارگان زیبا هستند. اما لذت بهشیوهای متفاوت ارائه میشود. بسیار متقابل است. رضایتهای زیادی وجود دارد. آنها همیشه با یکدیگر چک میکنند که این صحنهها بهطرز شگفتانگیزی جذاب هستند.»
جوی بهتنهایی تنها طرفدار زن این سریال نیست — در حقیقت، ارتشهای بزرگی از زنان در سراسر جهان به آن میپیوندند، از استرالیا و نیوزیلند تا اسپانیا، و سرویسهای پخش در بریتانیا و ایرلند بهزودی پیوستهاند. بر خلاف تمام پیشبینیها، در یک پیچنقشی که تقریباً هیچکس انتظار نداشت، درام کانادایی با بودجه متوسط که شامل صحنههای صریح، تقریباً گرافیکی مرد‑به‑مرد است، بهعنوان یکی از بزرگترین موفقیتهای اخیر پلتفرمهای پخش شناخته شد؛ بهدلیل جذب چشمگیری از سوی زنان — چه همجنسگرای، چه دوجنسیتی یا سایر.
«هرگز بهنظر نمیرسید»، تیرینی میگوید. «اما مخاطب پیشفرض این برنامه، زنان هستند. آنها مادران «وین» هستند. این محتوا را دوست دارند. نکته جالب این است که کسانی که دربارهاش نمیدانند، مردان همجنسگرا هستند. زنان برای این مدتها منتظر بودند — و مردان همجنسگرا پیشبینی نکرده بودند.»
***
در واقع، تاریخچهای طولانی و مخفی از مصرف آرام زنان از رمان و ارگاشی مرد‑به‑مرد وجود دارد. این روایت به دههٔ ۱۹۷۰ برمیگردد، و نیمجهان دور، به زمانی که هنرمندهای مانگا زن در ژاپن شروع به آزمایش با داستانهایی کردند که روابط عاشقانه بین مردان را محور قرار میدادند. تا دههٔ ۱۹۸۰، این ژانر فراتر از آسیا گسترش یافت و تبدیل به یک پدیدهٔ DIY (خودسازی) در سرتاسر جهان شد، بهطوری که طرفداران شخصیتهای محبوب انیمه و دیگر شخصیتهای فرهنگ عامه را در روابط خیالی جفت میکردند — امری که بهعنوان «اسلاشفیک» شناخته میشود (در اینجا در غرب، کاپیتان کِرک و آقای اسپاک از سری Star Trek، یکی از جفتسازیهای اولیه محبوب بودند).
«زنها نسخههای فتوکپیشده از اسلاشفیکهای خود را در همایشهای عمومی طرفداران توزیع میکردند»، میگوید لوسی نویل، پژوهشگر جنسی و نویسندهٔ کتاب Girls Who Like Boys Who Like Boys: Women and Gay Male Pornography and Erotica. «آنها بهدنبال دیگر افراد انحرافی میگشتند.»
با ورود اینترنت، این داستانها بهصورت انفجاری مقیاس یافتند. جوامعی در بسترهایی مانند LiveJournal، Tumblr و Archive of Our Own شکل گرفتند، بهطوری که یک دنیای ادبی وسیع، عمدتاً توسط زنان، ایجاد شد که در نهایت جایگاهی در انتشارات عمومی پیدا کرد؛ کتابهایی مانند Special Forces و Captive Prince که حول زوجهای مرد‑به‑مرد میچرخند اما مخاطب هدف آنها خوانندگان زن هستند.
«آقایان در این کتابها بازآفرینی شدهاند»، میگوید گای مارک فاستر، استاد ادبیات آمریکایی قرن بیستم در کالج بوودوین ایالت مین که این ژانر را مطالعه کرده است. «آنها مردان سمی نیستند. در یک زمان با چند نفر رابطه ندارند. به لذت شریکشان علاقهمندند — نه صرفاً لذت خودشان.»
سرانجام، بهطور ناگزیر، هالیوود توجه کرد. اولین گام بزرگ آن در این حوزه، اقتباس سال ۲۰۲۲ نتفلیکس از وبکامیک محبوب آلیس اوسمن ۲۰۱۶ به نام Heartstopper بود که دربارهٔ دو پسر مدرسهای بریتانیایی که عاشق یکدیگر میشوند، میگفت. سپس، یک سال بعد، آمازون فیلمی با نام Red, White and Royal Blue منتشر کرد که دربارهٔ رابطهٔ عاشقانهٔ پسر رئیسجمهور و یک سلطنتی بریتانیایی بود. هر دو پروژه بهانداز کافی موفق بودند تا ثابت کنند این ژانر قادر است نه تنها مخاطبان اصلی پیدا کند بلکه ستارگانی نیز بسازد (Royal Blue در سال آینده نقش «He‑Man» را بازی خواهد کرد).
با این حال، هر دو بهطور نسبی تصاویری ملایم از رمانس همجنسگرایانه ارائه میدادند — بیشتر PG تا R سخت.
حالا نگاهی به Heated Rivalry میاندازیم، برنامهٔ اروتیک جسورانهترین که از زمان Skinemax به صفحهها وارد شده است. اگرچه پورنج hardcore نیست، این سریال فراتر از اشارۀ ساده میرود: صحنههای فراوان عریانی کامل، صحنههای جنسی طولانی، توصیفهای رابطهٔ دهانی و نفوذی و حتی خودارضایی متقابل را به نمایش میگذارد — همهٔ اینها با ارزشهای تولیدی برتر، بدنهای مردانهٔ کامل و ایدهآل و داستانهایی که فضای کافی برای رمانس و حتی دیالوگهای صمیمی فراهم میکند.
کی میدانست؟ مشخص شد که دقیقاً همان چیزی است که بینندگان زن از همان ابتدا بهدنبالش بودند.
***
«این اولین تلاش من برای نوشتن هر نوعی بود»، میگوید نویسندهٔ رید. «من فقط از سر خستگی این کار را انجام دادم. وقتی که در حال پرورش کودکان کوچک بودم، به یک مسیر خلاقانه نیاز داشتم.»
ریید، زادهٔ هلیفکس، نووا اسکوشیا، برای بیشتر دوران زندگیاش هوادار هاکی بوده است. اما برخی جنبههای فرهنگ این ورزش باعث شدند که او «غمزده و عصبانی» احساس کند، میگوید. «یکی از بزرگترین مسایل، همجنسگراییست. من مدام به این فکر میکردم که چقدر سخت خواهد بود اگر یک بازیکن NHL مخفیپوش باشد. میخواستم کتابی بنویسم که در آن بازیکنی آشکارا همجنسگرای خود را بپذیرد و خوشبختی و عشق را پیدا کند.»
نتیجه این کار، کتاب ۲۰۱۸ی Game Changer بود که اولین اثر در مجموعهای شد که بهسرعت گسترش یافت. رمان اول هیچکدام از ایلیا یا شین را شامل نمیشود — شخصیتهای آن اسکت، یک بازیکن حرفهای هاکی، و کیپ، یک باریستای کافه و دانشجوی تحصیلات تکمیلی (که در قسمت سوم سریال معرفی میشوند) هستند. کتابهای بیشتری بهدنبال آمدند، از جمله Common Goal در سال ۲۰۲۰، یک دوئ لذتمند میان یک دروازهبان بازنشسته و یک دانشجوی دانشگاه که تیرینی بهنرمدلی «Call Me By Your Twink.» مینامد.
این کتابها پیش از اینکه تیرینی کتاب Heated Rivalry، نصبۀ ۲۰۱۹ رید، را به تلویزیون تبدیل کند، پرفروشترین کتابهای Harlequin بود و ۶۵۰٬۰۰۰ نسخه فروش رفته داشتند. اکنون این کتابها در آمازون تمام شدهاند و در جایگاه اول نمودارهای کیندل ظاهر میشوند.
تیرنی آخرین شخصی بهنظر میآید که میتواند مصرفکنندهٔ پرشور رمانهای عاشقانه باشد. او مردی دستوپا رنجیدهٔ ۴۶ ساله است که پیشتر یک بازیگر کودک بود (در دوران کودکی در لسآنجلوس زندگی میکرد و با رایان فیلیپ یک نماینده مشترک داشت و گاهی نقشهای کوچکی در برنامههایی مثل Touched by an Angel ایفا میکرد)، مونترالیست با عینکهای گوشهدار و سایهٔ پنج ساعته که شبیه یک نویسندهٔ تورفتدردناک میشود نه یک «مادر شرابنوش».
Heated Rivalry توسط یک تهیهکنندهٔ فشارآور به دست تیرینی نیفتاد. او در دوران همهگیری به کتابهای رید معرفی شد و بهتنهایی عاشق آنها شد. «یک دوستی گفت: ‘چرا یکمقداری کتاب صوتی گوش نمیدهی؟’ و Heated Rivalry یکی از اولین کتابهایی بود که گوش دادم»، او میگوید. «احساس کردم: «پسر جان، این کتابها تند و پرحرارتاند». اما همزمان خندهدار و هوشمند هستند — و داستان عاشقانهای بسیار جذاب دارند.»
ترینی زمانی که بهعنوان تولیدکنندهٔ اجرایی The Traitors Canada در تلویزیون واقعگرایانه مشغول به کار بود، مقالهای در Washington Post دربارهٔ رمانهای عاشقانه، که یک صنعت میلیارد دلاری هستند و بهطور جدی مورد توجه نیستند، خواند. او یادآور شد: «و سپس اشاره کرد که رمانهای هاکی بهویژه محبوباند»، میگوید. «واقعاً نفسام حبس شد». در پاراگراف دوم مقاله اشارهای به Heated Rivalry شده بود. او که ترسیده بود تولید کنندهٔ دیگری پیشدست او باشد، از طریق اینستاگرام با رید تماس گرفت. خوشبختانه، رید طرفدار Letterkenny بود. آنها بر سر عشق مشترک به هاکی و افتخار کانادایی ارتباط برقرار کردند. او موافقت کرد که حقکپی کتابهایش را به او بفروشد.
«بعد من بهنوعی بهصورت نرم آن را ارائه دادم»، ادامه میدهد. «گفتم: «ما این کتابها را داریم. این یک داستان جنسی هاکی همجنسگرایانه است». و همه گفتند: «جدی؟ بیشتر بگو». سطح تمایل به پذیرش پیشنهادی من بسیار بالا بود — که انتظارش را نداشتم.»
در نوشتن قسمت مقدماتی، تیرینی با دقت فراوان سعی کرد «سناریوی دقیق این صحنههای جنسی را بنویسد». او همچنین در یافتن بازیگران مناسب برای نقشهای ایلیا و شین روششناسی داشت. «نمیتوانست هر روز اینگونه باشد که بگویند: «آیا باید این کار را انجام بدهیم؟» من مقدار معینی تعهد لازم داشتم»، او میگوید، «و در انتخاب بازیگرانی که نقش دادم بسیار خوششانس شدم.»
***
رید نظریههایی دربارهٔ دلیل جذابیت این مطالب برای زنان دارد. «بسیاری از خوانندگان زن من ترجیح میدهند که در کتاب زنی حضور نداشته باشد، بهدلیل گذشتههای تاریک خود در رابطهٔ جنسی با مردان»، میگوید. «آنها ترجیح میدهند در یک خیالپردازی غوطهور شوند که کسی که بتوانند بهصورت مستقیم به او ارتباط برقرار کنند، حضور نداشته باشد. آنها نمیخواهند خودشان را در این صحنههای جنسی وارد کنند. این حس ایمنی بیشتری به آنها میدهد.»
او همچنین معتقد است که جذابیتی برای نوع مردانی که مینویسد وجود دارد — مردانی «که از نظر عاطفی آسیبپذیرند، شاید کمی متفاوت از شریک زندگی یا عشقسابقشان.»
سپس فقط محاسبهٔ اساسی جنسیت انسان مطرح است. اگر به آلت مردانه علاقهمند باشید، فکر میکنید دو تا بهتر از یک تاست. «مردان به پورن لزبین علاقه دارند»، استدلال میکند رید. «پس چرا زنان نباید این را دوست داشته باشند؟»
برای محقق جنسی نویل، این اعداد جمع میشوند. او به پُرنهاب اشاره میکند که «در ارائهٔ دادههایش نسبتاً سخاوتمند است» دربارهٔ افرادی که محتوای آن را تماشا میکنند. «بهمدت یک دهه، پورن مرد‑به‑مرد دومین گزینهٔ رایج در میان بینندگان زن است. در آخرین بررسیام، حدود ۴۶ درصد از افرادی که صحنههای مرد‑به‑مرد را میبینند، زنان بودند»، میگوید.
نویل مطالعات پژوهشی بر روی زنانی انجام داده که صرفاً رمانهای مرد‑به‑مرد را مصرف میکنند. «اغلب، آنها قربانیهای خشونت جنسی، تجاوز، آزار جنسی بودند — معمولاً زمانی که هنوز جوان بودند — و احساس جدایی عمیقی از مفهوم کلی روابط جنسی هتروسکسی داشتند»، میگوید. «آنها این را بهعنوان یک محرک شدید میبینند. مردان با هم چیزی بود که میتوانستند فقط تماشا کنند و از نظر جنسی، عاشقانه لذت ببرند، بدون اینکه مجبور به مواجهه با مسائلی که در مورد احساساتشان نسبت به جنسیت خودشان پیش میآید، شوند.»
فاستر مقالاتی دربارهٔ این پدیده منتشر کرده و هنوز توضیح سادهای برای آن پیدا نکرده است. این استاد موافق است که برخی زنان با حذف بدنهای زنان شیءسازیشده احساس آزادی میکنند. آنها همچنین میتوانند توسط نبود توکسیک مردان تحریک شوند. اما عوامل دیگری نیز وجود دارند که بهصورت دقیقتری تأثیرگذارند.
«زیگموند فروید بهخوبی گفته است که همه افراد با پیشتمایلی به دوجنسیگرایی متولد میشوند»، میگوید. «بسیاری از نویسندگان زن رمانهای اسلاش، اعتراف کردهاند که در دوران جوانی خود «تومبوی» بودهاند. وقتی که زنان ملزم میشوند در بزرگسالی از این نقش «تومبوی» فاصله بگیرند، این کتابها به آنها راهی میدهند تا هویت مردانهٔ سرکوبشدهٔ خود را کشف کنند.»
جوی، هوادار ارشد Heated Rivalry که همسر و فرزندان دارد و در ونکوور زندگی میکند — که بههرحال اشاره کرد، خود را کوئیر میشناسد — معتقد است این ژانر به پل زدن میان جنسیتها کمک میکند. «این نشان میدهد مردانی که برای بقا برخی از قسمتهای خود را بستهاند، شروع به زندگی اصیل میکنند»، او میگوید. «این اغلب برای زنان در نقشهایی که روزانه از ما انتظار میرود، صادق است — انتظارات ناگفتهای وجود دارد که فرار از آن سخت است، از جمله اینکه چگونه بهعنوان موجودات جنسی ظاهر میشویم و چه امیال و خواستههایی داریم.»
در مورد تیرینی، او در این روزها زمان کمی برای نظریهپردازی دارد — بهسختی فرصتی پیدا میکند تا سر خود را از پشت صحنه برشهای ویدئویی بیرون بکشد و موفقیت سریال را جشن بگیرد. در زمان مصاحبه، هنوز در حال برش قسمتهای پنجم و ششم بود و بهزودی باید برنامهریزی برای فصل دوم پیشسفارششده را آغاز کند. «این عمدتاً بر پایهٔ The Long Game خواهد بود، که عنوان کتاب دیگر شین و ایلیا است»، میگوید. «من همچنین برخی مطالب دیگر از کتابهای دیگر را اضافه خواهم کرد تا هواداران راضی بمانند، که این هم برای من لذتبخش است.»
هواداران خوشحالند، واقعاً. حتی لیگ NHL که در چند سال اخیر سعی کرده جذابیت خود را برای طرفداران همجنسگرای ورزشی از طریق برنامهها و شبهای موضوعی LGBTQ+ گسترش دهد، از این برنامه ابراز رضایت کرده است.
«راههای زیادی برای جذب به هاکی وجود دارد و در تاریخ ۱۰۸ ساله NHL، این شاید منحصربهفردترین عامل برای ایجاد هواداران جدید باشد»، نمایندهی لیگ به THR میگوید. «در یخبندان شما را میبینیم.»
جالب است که تنها کسانی که کاملاً از این سریال موفق HBO دربارهٔ بازیکنان هاکی همجنسگرا حمایت نکردهاند، … مردان همجنسگرا هستند. البته مردان همجنسگرا این برنامه را با اعداد زیاد و شور و شوق پذیرفتهاند. (بارهای WeHo میزبان مهمانیهای تماشای شلوغ و پرجمعیت بودهاند.) اما بخشی از آنها نسبت به آنچه میبینند که بهنظر میرسد تمایل جنسی همجنسگرایانه برای مخاطبان زن بهصورت سوسپند و خنثیسازی شده است، اعتراض دارند. جردن فرستمن، که در I Love LA برای HBO بازی میکند، با بیانیهای در مصاحبهای برای Vulture طوفان انتقادی ایجاد کرد و گفت که صحنههای جنسی در این سریال «نحوهٔ رابطهٔ مردان همجنسگرا نیست» و این سریال به افرادی که «میخواهند دو بازیکن هاکی «سادهمرد» را ببینند که ادعا میکنند همجنسگرا هستند»، اختصاص دارد.
فرستمن در اینستاگرام از اظهاراتش عقبنشینی کرد («من Heated Rivalry را دوست دارم و در نهایت یک کونی هستم که نمیتوانم حتماً ساکت شوم»، او نوشت). بعدها، بهعنوان نشانگر هماهنگی شبکه، او همراه با هادسون ویلیامز با لبخندهای گسترده در یک رویداد تبلیغاتی HBO Max در سِنتری سیتی حضور یافت.
اما فرستمن تنها کسی نبود که انتقاد میکرد. یک بررسی انتقادی در The Guardian میگوید این سریال «تمایل دارد فرهنگ همجنسگرایانه را بهرهبرداری کند بدون اینکه بهطرز معناداری آن را درک کند. … یک نوع فتیش عجیب در این آثار وجود دارد که مردان همجنسگرا را تا حدی خنثیسازی میکند تا برای زنان جوان قابلقبول شود، همانند حیوانات خانگی برای زنان جوان». خط حملهٔ دیگری این سریال را به مقایسه با زمانی میکشد که مهمانیهای مجردی به بارهای همجنسگرا نفوذ میکنند — عملی که بهطور مکرر توسط مشتریان همجنسگرا سرزنش میشود.
ترینی بهخوبی از درگیری فرستمن آگاه است («او به بازیگران من پیامهای عذرخواهی میفرستد، و سایر اعضای بازیگری آن برنامه نیز از طرف او با ما تماس گرفته و عذرخواهی کردهاند»، میگوید) و از انتقادات دیگر نیز که همه را رد میکند.
«ما بهعنوان افراد کوئیر باید پیامهای خود را بررسی کنیم»، تیرینی میگوید. «چیزهایی که تصمیم میگیریم زنان میتوانند یا نمیتوانند انجام دهند، میتواند واقعاً خستهکننده باشد. به زنان اجازه داده میشود دربارهٔ مردان بنویسند. به آنها اجازه داده میشود دربارهٔ مردان همجنسگرا بنویسند. سؤال باید این باشد: چگونه دربارهٔ ما مینویسند؟ آیا با همدلی است؟ آیا با همبستگی است؟ آیا با مهربانی است؟ چرا ما بهجای جستجوی همپیمانها، بهدنبال دشمنان میگردیم؟
در خانه جوی، حداقل، کمبود همپیمانهای کوئیر وجود ندارد. او تمام دوستان زن خود را به این سریال معرفی کرده است. آنها با هیجان برای فصل انتهای اولین فصل، که یک روز پس از کریسمس — روز جعبه در کانادا — پخش میشود، یک مهمانی تماشا برنامهریزی میکنند (شوهران و دوستپسرها خوشآمدند اما احتمالاً شرکت نمیکنند).
«فقط باید از دوران تعطیلات عبور کنم»، میگوید. «بعد میتوانم تمام تمرکزم و انرژیام را دوباره به Heated Rivalry اختصاص دهم.»