بوی بدن مردان با تستوسترون بالا، سلطه‌جویانه‌تر به نظر می‌رسد

[ادوبی استاک]

[ادوبی استاک]

پژوهش جدیدی که در مجله Evolution and Human Behavior منتشر شده است، شواهدی ارائه می‌دهد که بوی بدن انسان ممکن است به‌عنوان سرنخ نامحسوسی برای جایگاه اجتماعی عمل کند. این تحقیق نشان می‌دهد مردانی که سطح تستوسترون بالاتری دارند، بویی تولید می‌کنند که دیگران آن را سلطه‌جویانه‌تر تلقی می‌کنند. این یافته‌ها حاکی از آن است که سیگنال‌دهی شیمیایی ممکن است در نحوه ارزیابی سلسله‌مراتب اجتماعی توسط انسان‌ها، که عمدتاً خارج از حیطه آگاهی هشیار عمل می‌کند، نقش داشته باشد.

سلسله‌مراتب اجتماعی یکی از جنبه‌های بنیادین زندگی گروهی انسان‌هاست. برای جهت‌یابی در این ساختارهای پیچیده اجتماعی، افراد باید جایگاه اطرافیان خود را ارزیابی کنند. روانشناسان تکاملی عموماً جایگاه اجتماعی را به دو استراتژی مجزا دسته‌بندی می‌کنند. اولین استراتژی، «سلطه‌جویی» است که برای تأمین منابع و کسب اطاعت، بر ارعاب، زور یا اجبار تکیه دارد.

استراتژی دوم «پرستیژ» یا اعتبار است. پرستیژ به‌طور داوطلبانه از سوی دیگران به افرادی اعطا می‌شود که مهارت‌ها، دانش یا خرد ارزشمندی از خود نشان می‌دهند. اگرچه هر دو استراتژی به رتبه اجتماعی بالا منجر می‌شوند، اما از طریق رفتارهای متفاوتی بروز می‌یابند. سلطه‌جویی اغلب با حالت‌های تهاجمی بدن و تن صدای بم‌تر همراه است. در حالی که پرستیژ با اعتماد به نفس و ارتباطات اجتماعی پیوند خورده است.

انسان‌ها در خواندن نشانه‌های دیداری و شنیداری برای قضاوت درباره این ویژگی‌ها ماهر هستند. حالت بدنی باز یا صدای عمیق اغلب نشانگر جایگاه بالا است. با این حال، حیوانات در سراسر طیف زیستی نیز به‌شدت به ارتباطات شیمیایی متکی هستند. از حشرات گرفته تا پستانداران، موجودات زنده از بو برای علامت‌گذاری قلمرو، یافتن جفت و نشان دادن توانایی مبارزه خود استفاده می‌کنند.

سیگنال‌دهی سلطه‌جویی از طریق بو در گونه‌های دیگر به‌خوبی مستند شده است. برای مثال، جوندگان نر غالب، قلمرو خود را با ادرار علامت‌گذاری می‌کنند تا قدرت رقابتی خود را به نمایش بگذارند. نرهای دیگر معمولاً برای جلوگیری از درگیری‌های فیزیکی پرهزینه، از این مناطق دوری می‌کنند. نویسندگان این پژوهش به دنبال آن بودند که دریابند آیا مکانیسم بیولوژیکی مشابهی در انسان‌ها نیز وجود دارد یا خیر.

تستوسترون هورمونی است که اغلب با رفتار جستجوی جایگاه در مردان مرتبط است و با پرخاشگری و انگیزه برای دستیابی به قدرت اجتماعی پیوند دارد. از نظر بیولوژیکی، تستوسترون بر فرآیندهای فیزیولوژیکی که بوی بدن را ایجاد می‌کنند نیز تأثیر می‌گذارد. این هورمون بر غدد عرق آپوکرین و تولید سبوم، ماده‌ای روغنی روی پوست، مؤثر است.

از آنجا که تستوسترون هم محرک رفتار جستجوی جایگاه و هم تولید بوی بدن است، پژوهشگران این فرضیه را مطرح کردند که این دو ممکن است با هم مرتبط باشند. آن‌ها پیشنهاد کردند مردانی با تستوسترون بالاتر، بویی تولید می‌کنند که دیگران آن را به‌عنوان نشانه‌ای از جایگاه اجتماعی بالا تفسیر می‌کنند. به‌طور خاص، آن‌ها بررسی کردند که آیا این بو، سلطه‌جویی را نشان می‌دهد یا پرستیژ را.

مارلیز هوفر، پژوهشگر فوق‌دکتری در دانشگاه ویکتوریا و نویسنده این مطالعه، می‌گوید: «حس بویایی انسان هنوز به‌خوبی درک نشده است و مردم معمولاً نمی‌دانند که ما چه حجم از اطلاعات را از طریق بینی خود جمع‌آوری می‌کنیم، یا از دست دادن این حس چقدر می‌تواند تأثیرگذار باشد.»

«انگیزه ما از دو مشاهده همگرا نشأت گرفت. نخست، تحقیقات در حال آشکار ساختن این موضوع هستند که نشانه‌های بویایی انسان طیف گسترده‌ای از اطلاعات اجتماعی (مانند حالات عاطفی، سلامتی، خویشاوندی) را حمل می‌کنند، و ما می‌خواستیم بدانیم که آیا این موضوع به برداشت‌ها از جایگاه اجتماعی یا سلطه‌جویی نیز گسترش می‌یابد یا خیر.»

«دوم، کارهای پیشین نشان می‌دهند که هورمون‌هایی مانند تستوسترون در رفتارهای مرتبط با جایگاه (مانند رقابت‌جویی، سلطه‌گری) نقش دارند، بنابراین ما می‌خواستیم بررسی کنیم که آیا سطح تستوسترون، یا نشانه‌های بویایی مرتبط با آن، ممکن است در ارائه اطلاعات بویایی نامحسوسی که برداشت‌ها از جایگاه اجتماعی را شکل می‌دهند، دخیل باشند. با این کار، ما بین غدد درون‌ریز بیولوژیکی، ارتباطات شیمیایی و درک جایگاه اجتماعی ارتباط برقرار می‌کنیم؛ حوزه‌هایی که همگی برای درک چگونگی جهت‌یابی افراد در سلسله‌مراتب، رقابت و ارتباطات اجتماعی اهمیت دارند.»

پژوهشگران ۷۴ شرکت‌کننده مرد را به‌عنوان اهداکننده بو انتخاب کردند. میانگین سنی این مردان تقریباً ۲۲ سال بود. برای اطمینان از اینکه بوها تحت تأثیر عوامل خارجی قرار نگیرند، اهداکنندگان از یک پروتکل بهداشتی سخت‌گیرانه پیروی کردند.

به مدت ۲۴ ساعت، اهداکنندگان از فعالیت‌هایی که می‌توانست بوی طبیعی آن‌ها را تغییر دهد، خودداری کردند. به آن‌ها دستور داده شد که سیگار نکشند، الکل ننوشند و غذاهای با بوی تند مانند سیر یا پیاز نخورند. آن‌ها همچنین از استفاده از صابون‌ها، دئودورانت‌ها یا ادکلن‌های معطر پرهیز کردند. پژوهشگران برای دوش گرفتن، صابون و شامپوی بدون عطر در اختیارشان قرار دادند.

در طول این دوره ۲۴ ساعته، هر اهداکننده یک تی‌شرت نخی سفید و تمیز پوشید. این کار اجازه داد تا بوی طبیعی بدن آن‌ها روی پارچه جمع شود. اهداکنندگان همچنین برای ارائه نمونه‌های بزاق به آزمایشگاه مراجعه کردند. این نمونه‌ها برای اندازه‌گیری سطح تستوسترون در گردش خون آن‌ها تجزیه و تحلیل شد.

پس از جمع‌آوری تی‌شرت‌ها، آن‌ها برای حفظ بوها منجمد شدند. مرحله دوم مطالعه شامل گروه بزرگی از ارزیابان مستقل بود. پژوهشگران ۷۹۷ شرکت‌کننده را به‌عنوان «بوینده» استخدام کردند. این گروه شامل مردان و زنان بود.

تی‌شرت‌های پوشیده‌شده به همراه تی‌شرت‌های کنترلی که پوشیده نشده بودند، به بوینده‌ها ارائه شد. به آن‌ها گفته نشد که چه کسی تی‌شرت‌ها را پوشیده و هیچ اطلاعاتی در مورد اهداکنندگان به آن‌ها داده نشد. برای هر تی‌شرت، ارزیاب بو را استشمام کرده و پرسشنامه‌ای را تکمیل می‌کرد.

این پرسشنامه از بوینده‌ها می‌خواست تا بو را در چندین بعد رتبه‌بندی کنند. آن‌ها شدت بو و میزان خوشایند یا جذاب بودن آن را ارزیابی کردند. آن‌ها همچنین برداشت خود از ویژگی‌های شخصیتی فرد پوشنده را رتبه‌بندی کردند. به‌طور خاص، آن‌ها میزان سلطه‌جو و باپرستیژ بودن فرد را ارزیابی کردند.

موارد مورد استفاده برای ارزیابی سلطه‌جویی بر کنترل تهاجمی متمرکز بود. برای مثال، ارزیابان در نظر می‌گرفتند که آیا فرد پوشنده به نظر کسی می‌رسد که «از کنترل دیگران لذت می‌برد». موارد مربوط به پرستیژ بر احترام متمرکز بود، مانند اینکه آیا فرد پوشنده به نظر می‌رسد «مورد احترام دیگران است».

پژوهشگران داده‌ها را با استفاده از مدل‌سازی چندسطحی تجزیه و تحلیل کردند. این رویکرد آماری به آن‌ها اجازه داد تا این واقعیت را که هر تی‌شرت توسط چندین نفر رتبه‌بندی شده بود، در نظر بگیرند. تحلیل‌ها ارتباط مثبتی بین تستوسترون و سلطه‌جویی درک‌شده را نشان داد.

مردانی که سطح تستوسترون بالاتری داشتند، عرق بدنی تولید می‌کردند که از نظر ارزیابان، متعلق به فردی سلطه‌جوتر بود. این رابطه حتی پس از کنترل شدت بو توسط پژوهشگران نیز برقرار بود. به عبارت دیگر، اگرچه عرق بدن افراد با تستوسترون بالا شدیدتر بود، اما درک سلطه‌جویی صرفاً به دلیل شدت بو نبود.

پژوهشگران همچنین دریافتند که سطح تستوسترون با شدت بو ارتباط مثبت دارد. مردان با تستوسترون بیشتر، بوی قوی‌تری داشتند. با این حال، هیچ رابطه معناداری بین تستوسترون و میزان خوشایند بودن بو وجود نداشت. به نظر می‌رسد این سیگنال هورمونی به‌جای جذابیت، اطلاعاتی درباره قدرت را منتقل می‌کند.

یافته‌های مربوط به پرستیژ با یافته‌های مربوط به سلطه‌جویی متفاوت بود. پژوهشگران هیچ ارتباطی بین سطح تستوسترون اهداکنندگان و میزان پرستیژی که به آن‌ها نسبت داده می‌شد، پیدا نکردند. این موضوع با نظریه تکاملی همخوانی دارد که سلطه‌جویی را یک استراتژی غریزی‌تر و ریشه‌دار در پرخاشگری فیزیکی می‌داند. پرستیژ، به‌عنوان یک ویژگی بیشتر وابسته به فرهنگ، ممکن است به این صراحت از طریق نشانگرهای بیولوژیکی مانند تستوسترون سیگنال داده نشود.

پژوهشگران همچنین دیدگاه‌های خود اهداکنندگان را بررسی کردند. این مردان پرسشنامه‌هایی را برای رتبه‌بندی سطح سلطه‌جویی و پرستیژ خود تکمیل کردند. تحلیل‌ها هیچ ارتباطی بین سلطه‌جویی خودارزیابی‌شده یک مرد و سطح تستوسترون او نشان نداد. علاوه بر این، دیدگاه یک مرد نسبت به خودش، پیش‌بینی‌کننده نحوه ارزیابی بوی او توسط دیگران نبود. این نشان می‌دهد در حالی که تستوسترون بر بوی بدن به شیوه‌ای تأثیر می‌گذارد که سلطه‌جویی را به دیگران سیگنال می‌دهد، این سیگنال مستقل از نحوه نگرش یک مرد به خودش عمل می‌کند.

هوفر به PsyPost گفت: «در مجموع، این یافته‌ها شواهدی ارائه می‌دهند که انسان‌ها می‌توانند تفاوت‌های ظریف در بوی بدن را تشخیص داده و به آن پاسخ دهند و این تفاوت‌ها می‌توانند بر میزان سلطه‌جو بودن یک فرد تأثیر بگذارند. بو یکی دیگر از ورودی‌ها در نحوه درک ما از دیگران و پاسخ به آن‌ها است و از آنجا که درک بو اغلب خارج از آگاهی هشیار عمل می‌کند، بخش مهم اما کمتر مطالعه‌شده‌ای از تعاملات اجتماعی است.»

اما لازم به ذکر است که «این تأثیرات کوچک بودند. این بدان معنا نیست که مردم می‌توانند به‌وضوح “جایگاه را بو بکشند”، بلکه به این معناست که بو، در میان بسیاری از نشانه‌ها، تنها یک سرنخ ظریف را ارائه می‌دهد. این یک بینش تدریجی است: این اثر واقعی اما محدود است و در تعاملات روزمره، زمینه و دیگر نشانه‌های حسی یا اجتماعی احتمالاً نقش بسیار بزرگ‌تری ایفا می‌کنند.»

پژوهشگران همچنین خاطرنشان کردند که جنسیت بوینده تأثیری بر نتایج نداشت. هم ارزیابان مرد و هم زن، بوی مردان با تستوسترون بالا را به‌عنوان بوی سلطه‌جویانه‌تر درک کردند.

هوفر گفت: «تمام نمونه‌های بوی ما از اهداکنندگان مرد بود، اما ارزیابان ما شامل مردان و زنان بودند. ما از اینکه تأثیر تستوسترون بر اساس جنسیت ارزیاب تفاوتی نداشت، شگفت‌زده شدیم. زنان معمولاً توانایی بویایی قوی‌تری دارند، بنابراین در ابتدا انتظار داشتیم که آن‌ها اثرات قوی‌تری نشان دهند. ما همچنین فکر می‌کردیم که رتبه‌بندی‌ها ممکن است به دلیل اهداف تکاملی متفاوت مرتبط با جفت‌گیری یا رقابت، متفاوت باشد. با این حال، هیچ تعدیلی بر اساس جنسیت وجود نداشت، که نشان می‌دهد تأثیر تستوسترون بر درک بو در مردان و زنان یکسان بود.»

مانند هر تحقیقی، محدودیت‌هایی نیز برای در نظر گرفتن وجود دارد. اول، حجم نمونه ۷۴ نفری اهداکنندگان بو برای این نوع تحقیق نسبتاً کوچک است. اگرچه تعداد ارزیابان زیاد بود، اما تعداد پروفایل‌های بوی منحصربه‌فرد محدود بود. تکرار این مطالعه با گروه بزرگ‌تری از اهداکنندگان به تأیید قابلیت اطمینان این ارتباط کمک خواهد کرد.

این مطالعه همچنین بر روی یک هورمون که در یک مقطع زمانی واحد اندازه‌گیری شده بود، متمرکز بود. سطح تستوسترون می‌تواند در طول روز نوسان داشته باشد. یک رویکرد جامع‌تر شامل اندازه‌گیری تستوسترون در طی چندین روز برای به دست آوردن یک میانگین پایه خواهد بود. علاوه بر این، هورمون‌های دیگری مانند کورتیزول نیز احتمالاً در سیگنال‌دهی اجتماعی نقش دارند.

تحقیقات آینده می‌تواند تعامل بین تستوسترون و کورتیزول را بررسی کند. کارهای پیشین نشان می‌دهد که نسبت این دو هورمون، پیش‌بینی‌کننده بهتری برای رفتار پرخاشگرانه نسبت به تستوسترون به تنهایی است. این امکان وجود دارد که «بوی سلطه‌جویی» در مردان با تستوسترون بالا و کورتیزول پایین، قوی‌تر باشد.

مکانیسم بیولوژیکی پشت این پدیده نیز نیازمند مطالعه بیشتر است. تستوسترون به تحریک رشد مو و تولید سبوم معروف است. ممکن است سلطه‌جویی درک‌شده ناشی از این عوامل ثانویه باشد تا خود عرق. برای مثال، موی بیشتر زیر بغل سطح بیشتری برای باکتری‌ها فراهم می‌کند که به طور بالقوه می‌تواند بو را تشدید کند.

تعیین ریشه‌های بیولوژیکی دقیق این سیگنال‌ها وظیفه‌ای برای علم آینده است، اما نتایج نشان می‌دهد که بوی بدن جریانی از داده‌های اجتماعی را فراهم می‌کند. هوفر توضیح داد که اکنون توجه خود را به پیامدهای محروم شدن از آن اطلاعات معطوف کرده است:

هوفر گفت: «از زمان کووید-۱۹، بسیاری از مردم به طور موقت یا دائم حس بویایی خود را از دست داده‌اند، و من به طور فزاینده‌ای بر پیامدهای از دست دادن این منبع مهم اطلاعات اجتماعی و محیطی تمرکز کرده‌ام. من می‌خواهم این تأثیرات را بهتر درک کنم و راه‌هایی برای حمایت از افرادی که با اختلال بویایی زندگی می‌کنند، توسعه دهم.»

این مطالعه با عنوان «نقش تستوسترون در برداشت‌های مبتنی بر بوی جایگاه اجتماعی»، توسط مارلیز کی. هوفر، تیانچی پنگ، جنیفر سی. لی و فرانسیس اس. چن به رشته تحریر درآمده است.