![[عکس ادوبی استاک]](https://dl.radpanel.ir/pic/2025-11/Rad-51680-2025-11-21-15-11-42-0tlbo6.webp)
[عکس ادوبی استاک]
یک مطالعهٔ اخیر که در مجله روابط اجتماعی و شخصی منتشر شده است، شواهد جدیدی ارائه میکند مبنی بر اینکه حضور یک حیوان خانگی در حین تعامل با شریک عاطفی یا دوستان میتواند نشانههای واضح احساس مثبت مانند لبخند و خنده را افزایش دهد. این اثرها بهویژه در میان زوجهای عاشقانه مشهودتر بودند و حتی پس از خروج حیوان از اتاق نیز ادامه یافت.
مطالعات پیشین نتایج متناقضی دربارهٔ فواید داشتن حیوان خانگی به دست آوردهاند؛ برخی به بهبود حالت روحی و رضایت از زندگی اشاره کردهاند، در حالی که برخی دیگر هیچاثری یا حتی اثر منفی گزارش کردهاند. یکی از دلایل این نتایج ناپایدار این است که اکثر مطالعات صرفاً بر مالکیت حیوان خانگی تمرکز دارند و به زمینههای خاصی که حیوانات در آن حضور دارند، نمیپردازند.
بهعنوان مثال، ممکن است خود مالکیت حیوان خانگی عامل تأثیر بر رفاه نباشد، بلکه میزان تعامل افراد با حیواناتشان در موقعیتهای اجتماعی باشد. علاوه بر این، بیشتر پژوهشهای پیشین بر پایهٔ پرسشنامههای خودگزارشی استوار بودهاند، نه بر مشاهدهٔ مستقیم رفتار، و اکثر آنها با حیوانات ناآشنا یا در زمینهٔ درمانی انجام شدهاند، نه در محیطهای روزمره که افراد با حیوانات خانگی خودشان در تعاملاند.
«تحقیقات زیادی دربارهٔ ارتباط بین داشتن حیوان خانگی و سلامت روانی و جسمی صورت گرفته است و من معتقدم زمان آن رسیده است که جزئیات دقیقتر مالکیت حیوان خانگی را بررسی کنیم و ببینیم چگونه میتواند بر حوزههای مختلف زندگی انسانها تأثیر بگذارد؛ امری که میتواند مکانیزمهای پشت ارتباط مثبت آن با رفاه را نیز روشن کند»، توضیح داد نویسندهٔ مطالعه، اِچه برن بارکلام، که بهتازگی دکترای خود را در روانشناسی از دانشگاه کینگستون لندن دریافت کرده است.
«این اولین مطالعهٔ آزمایشی است که به این موضوع میپردازد و نتایج آن پژوهشهای بیشتری را برای تعیین دقیق چگونگی تأثیر حیوانات خانگی بر روابط عاشقانه و دوستیها، بهویژه هنگام وجود سطوح مختلفی از صمیمیت و رضایت در هر دو نوع رابطهٔ انسانی‑انسانی و انسانی‑حیوانی، تشویق میکند.»
برای انجام این مطالعه، پژوهشگران ۱۶۴ شرکتکننده جذب کردند که شامل ۳۷ جفت زوج عاشقانه و ۴۵ جفت دوست بودند. تمام جفتها حداقل سه ماه یکدیگر را میشناختند. برخی از شرکتکنندگان صاحب حیوان خانگی بودند و برخی دیگر نبودند. در میان صاحبین حیوان خانگی، نیمی بهصورت تصادفی مأمور شدند تا سگ یا گربهٔ خود را به جلسهٔ مشاهده بیاورند، در حالی که نیمهٔ دیگر بهصورت کنترل یک عروسک سگ بزرگ دریافت کردند.
افراد بدون حیوان خانگی نیز با عروسک تعامل کردند. این طرح به پژوهشگران امکان مقایسهٔ اثرات حیوانات واقعی با یک شیء زندهنمای اما بیجان را داد. حیوانات شامل ترکیبی از گربهها و سگها با نژادها و اندازههای متفاوت بودند.
هر جفت در سه جلسهٔ پنج دقیقهای در اتاقی مجهز به دوربینهای مخفی شرکت کردند. در جلسهٔ اول، بدون حضور هیچحیوان یا اسباببازی آزادانه تعامل کردند. در جلسهٔ دوم، یا با حیوان خانگی خود یا با عروسک تعامل کردند. در جلسهٔ سوم، حیوان یا عروسک حذف شد و جفت دوباره تعامل کردند.
پژوهشگران از ابزار استانداردی به نام OHAIRE‑v3 برای کدگذاری فیلمها استفاده کردند و بر روی بیانهای چهرهای مثبت نظیر لبخند یا خنده بهعنوان نشانگرهای احساس مثبت تمرکز کردند. آنها همچنین تعاملات انسانی‑حیوانی مشاهدهشده و خودگزارششده را ثبت و تجزیهوتحلیل کردند و حالت روحی شرکتکنندگان را با استفاده از پرسشنامهٔ معتبر پیش و پس از هر جلسه ارزیابی کردند.
یافتهٔ اصلی این بود که حضور حیوان خانگی با بیانهای چهرهای مثبت بیشتری نسبت به حضور عروسک همراه بود. این اثر در جلسهٔ دوم که حیوان حضور داشت، بیشترین وضوح را داشت، اما در زوجهای عاشقانه، نمایش احساسی بالا به جلسهٔ سوم نیز ادامه یافت حتی پس از خروج حیوان. این الگو در جفتهای دوستان مشاهده نشد، که نشان میدهد حیوانات ممکن است تأثیر طولانیتری بر تعاملات بین شرکای عاشقانه نسبت به دوستان داشته باشند.
در زوجهای عاشقانه، کسانی که در اتاق با حیوان خانگی تعامل داشتند، سطح بالاتری از لبخند و خنده نسبت به افراد بدون حیوان که با عروسک تعامل میکردند، نشان دادند. صاحبین حیواناتی که در شرط عروسک بودند نیز نسبت به افراد بدون حیوان، سطحی کمی بالاتر از بیانهای مثبت نشان دادند، اگرچه حیوان واقعی حضور نداشت. پژوهشگران بر این باورند که این ممکن است نشاندهندهٔ «حضور شناختی» حیوان باشد؛ به این معنا که صاحبان حیوان در طول تعامل به حیوانات خود فکر میکنند یا دربارهٔ آنها صحبت میکنند که میتواند واکنشهای احساسی مشابهی را برانگیزد.
در جفتهای دوستان، حضور حیوان تأثیر فوریتری داشت و بیانهای مثبت را در جلسهای که حیوان در اتاق بود، افزایش داد. اما پس از حذف حیوان، نمایش احساسی به سطوح قبلی بازگشت. این نشان میدهد که حیوانات میتوانند بهعنوان تسهیلکنندگان اجتماعی یا تقویتکنندگان احساسی در دوستیها عمل کنند، اما این اثر ممکن است محدود به زمانی باشد که حیوان بهطور فیزیکی حضور دارد.
پژوهشگران همچنین تغییرات حالت روحی خودگزارششده را بررسی کردند. بهطور کلی، حالت روحی از ابتدای مطالعه تا جلسهٔ اول بهبود یافت، احتمالاً بهدلیل لذتبخش بودن خود تعامل. در جفتهای دوستان، حالت روحی پس از تعامل با حیوان بیشتر ارتقا یافت، در حالی که افرادی که با عروسک تعامل کردند، بهبود اضافی گزارش نکردند. میان زوجهای عاشقانه، الگوهای حالت روحی کمتر پایدار بود، اما افرادی که با حیوان تعامل کردند، تمایل به حفظ بهبودهای حالت روحی خود داشتند، در حالی که افراد در شرط عروسک اینگونه نبودند.
یک یافتهٔ غیرمنتظره این بود که رفتارهای مشاهدهشدهٔ شرکتکنندگان با حیوان، مانند نوازش یا تغذیه، با میزان مثبت بودن ظاهر آنها یا حس خوب گزارششدهٔشان ارتباط نداشت. اما ارزیابیهای خود شرکتکنندگان از تعامل با حیوان — میزان احساس مشارکت حیوان با آنها — با لبخند و خندهٔ بیشتر مرتبط بود. این نشان میدهد که درک ذهنی از تعامل ممکن است برای نتایج عاطفی مهمتر از معیارهای عینی رفتار باشد.
پژوهشگران همچنین به بررسی چند سؤال ثانویه پرداختند. آنها دریافتند که رفاه، که با شاخص استانداردی سنجیده شد، بهطور مستقیم با مالکیت حیوان خانگی، پیوند با حیوان یا نگرش نسبت به حیوانات مرتبط نبود. با این حال، در میان افراد بدون حیوان، کسانی که نگرش مثبتتری نسبت به حیوانات داشتند، رضایتمندی بیشتری از روابط عاشقانه گزارش کردند.
در میان صاحبین حیوان، کسانی که حیوانشان را بهعنوان جایگزینی برای افراد میدیدند، رضایتمندی بالاتری از روابط عاشقانهشان گزارش کردند. این نتایج این امکان را مطرح میکند که ویژگیهای شخصیتی مرتبط با نحوهٔ ارتباط افراد با حیوانات میتواند با تجربهٔ روابط انسانی آنها پیوند داشته باشد.
«نتایج نشان میدهد که حیوانات میتوانند تأثیر مثبت بر بیان چهرهٔ انسانها (مانند لبخند و خنده) و حالت روحی آنها در تعاملات اجتماعی با دیگران داشته باشند، حتی اگر حیوان بهصورت فیزیکی حضور نداشته باشد؛ چرا که حیوانات میتوانند حضور شناختی در ذهن انسانها بهصورت افکار و احساسات ایجاد کنند». بارکلام در گفتوگو با PsyPost افزود: «این تأثیر بر تعاملات اجتماعی میتواند بهطور غیرمستقیم بر رفاه کلی انسانها اثر مثبت بگذارد».
«جالب است که این اثرها برای دوستان و زوجهای عاشقانه متفاوت بهنظر میرسند؛ بهطوری که ممکن است برای روابط نزدیکتر اثر طولانیتری داشته باشند. همچنین باید توجه داشت که افرادی که تصمیم به داشتن حیوان میگیرند ممکن است ویژگیهای شخصیتی متفاوتی نسبت به افرادی که حیوان ندارند داشته باشند؛ این میتواند نقش مهمی ایفا کرده و نیاز به بررسی بیشتر دارد».
«بهعنوان مثال، نتایج نشان دادند که در حالی که خود مالکیت حیوان بهطور مستقیم با رضایت از رابطه ارتباطی نداشت، نگرش مثبتتر نسبت به حیوانات در بین افراد بدون حیوان، با رضایت بالاتر از رابطهٔ عاشقانه مرتبط بود»، بارکلام توضیح داد. «بهطور کلی، این یافتهها میتوانند افراد را تشویق کنند تا زمان بیشتری را در حضور حیواناتشان با هم بگذرانند، و زوجهای عاشقانه میتوانند در صورت تمایل و توانایی مراقبت، یک حیوان همدم داشته باشند تا احتمالا روابطشان را تقویت کنند».
مطالعه، همانند تمام پژوهشها، محدودیتهایی دارد. شرکتکنندگان آگاه بودند که ضبط میشوند که ممکن است رفتارشان را تحت تأثیر قرار داده باشد. علاوه بر این، نمونه عمدتاً متشکل از افرادی بود که سطوح بالایی از رضایت از دوستی یا روابط خود داشتند، که توانایی بررسی اینکه آیا حیوانات میتوانند به بهبود روابط پرتنش کمک کنند را محدود میکرد.
با وجود این محدودیتها، یافتههای جدید نشان میدهند که حیوانات میتوانند نقش ظریف اما معناداری در شکلدادن به تجارب اجتماعی انسانها ایفا کنند. چه از طریق حضور فیزیکی و چه از طریق حافظه و ارتباطات عاطفی، حیوانات همدم میتوانند به افراد احساس نزدیکتر بودن یکدیگر را القا کنند.
مطالعه با عنوان «اثرات حیوانات خانگی و تعاملات انسانی‑حیوانی بر روابط عاشقانه و دوستیهای انسانی»، توسط اِچه برن بارکلام و فاطیما ماریا فلیسبرتی بهنگارشی انجام شد.