۵ رنج‌تنه‌گی پنهانی که همسران بلندمدت در دل دارند — توسط یک روانشناس

مارک تراورس، مشارکت‌کننده.

مشارکین فوربس تحلیلات و بینش‌های تخصصی مستقل را منتشر می‌کنند. مارک تراورس دربارهٔ دنیای روانشناسی می‌نویسد.

تصویر برداری وکتور ساده از یک زوج در حال مشاجره
جلوگیری از رنج‌تنه‌گی اغلب بهتر از مواجهه با آن پس از بروز است؛ چرا که این احساس تا زمانی که اوضاع ناخوشایند می‌شود در سکوت می‌ماند. در ادامه پنج الگوی قابل‌توجه آورده شده است.
getty

هنگامی که افراد از عشق دور می‌شوند، معمولاً آن را به‌دلیل یک‌ اشتباه بزرگ می‌پنداریم. اما با نگاهی نزدیک‌تر متوجه می‌شویم که در بسیاری از موارد الگوی مشترکی وجود دارد: انباشت طولانی‌مدت زخم‌های کوچک و ناگفتهٔ رابطه. قدردانی‌های فراموش‌شده، تلاش‌های بدون پاسخ و به‌طور معمول، فرضیات ساکتی که به باورهای جامد تبدیل می‌شوند.

عجب نیست که اکثر زوج‌ها به‌سراغ درمان می‌روند و می‌گویند: «نمی‌دانم چرا، اما چیزی درست نیست»، به‌جای اینکه بگویند: «ما دعوای شدیدی داشتیم و فکر می‌کنم به‌دلیل این‌که احساس می‌کنم شنیده نمی‌شوم». وقتی به‌دقت مسیر را پیگیری کرده و عمیق‌تر می‌نگریم، تقریباً یقیناً رنج‌تنه‌گی را در هستهٔ مشکل می‌یابیم. این احساس ظریف، نامشخص و گاهی برای حتی شخصی که آن را حمل می‌کند، نامرئی است.

رنج‌تنه‌گی دقیقاً معادل خشم نیست. در حالی که خشم فعال، بلند و بی‌پرده است، رنج‌تنه‌گی معمولاً ماهیتی رسوبی دارد. به‌تدریج و در لایه‌ها بر می‌نشیند و گاهی بدون اینکه هیچ‌یک از شریک‌ها پیش‌بینی کنند، زمینهٔ نابرابری را برای رابطه می‌سازد. در ادامه پنج رنج‌تنه‌گی مکرری آورده شده است که زوج‌ها به‌طور معمول به‌صورت ساکت در دل خود حمل می‌کنند.

۱. رنج‌تنه‌گی عدم تعادل کار عاطفی

مدیریت تک‌تنهای کارهای روزمره — مانند به یاد آوردن تاریخ‌های مهم، برنامه‌ریزی لجستیک‌های روزانه، نظارت بر حالات و نیازهای دیگر، زمان‌بندی قرارها و حس کردن زمان نیاز به تعمیر رابطه — می‌تواند حتی بهترین‌مان را خسته کند.

کار عاطفی ناعادلانه یکی از رایج‌ترین و سوء‌فهم‌شده‌ترین منابع تنش و رنج‌تنه‌گی در روابط طولانی‌مدت است. یک مروری نظام‌مند از ۳۱ مطالعه که در سال ۲۰۲۳ در نشریهٔ نقش‌های جنسی منتشر شد، نشان می‌دهد که مسئولیت‌های نامرئی رابطه، مانند برنامه‌ریزی، پیگیری و مدیریت عاطفی زندگی خانوادگی، به‌طور نامتناسب بر عهدهٔ زنان در زوج‌های دگرجنسیتی می‌افتد. و چون این کار عمدتاً درون خانه انجام می‌شود و اغلب به‌صورت نامرئی است، توسط شریک غیرکارکننده معمولاً نادیده گرفته می‌شود.

مطالعه همچنین نشان می‌دهد که افرادی که بار ذهنی بیشتری را بر عهده دارند، استرس بالاتر و رضایت کمتری از رابطه گزارش می‌کنند. البته، خود وظایف می‌توانند برای یک نفر طاقت‌فرسا باشند، اما باری اضافی که همراه وزن سنگین این کار است نیز وجود دارد. این معمولاً انتظار نامرئی است که یک شریک (معمولاً زن) ساختار عاطفی رابطه را حفظ کند، در حالی که دیگری به‌سادگی از آن بهره‌مند می‌شود.

در نتیجه، رنج‌تنه‌گی صرفاً از انجام بیش از حد کار ناشی نمی‌شود؛ بلکه به‌دلیل این است که تنها کسی است که به وجود این کار گاهی شفاف می‌شود، حتی اگر همیشه مشهود نباشد؛ اگر او نباشد که به یاد داشته باشد، این کار هرگز به‌طور کامل انجام نمی‌شود. با گذشت زمان، مراقبتی که پیش‌تر خودبه‌خود انجام می‌شد، به‌نظر می‌رسد که به یک مسئولیتی تبدیل شده که به‌صورت ناخودآگاه پذیرفته‌ایم.

۲. رنج‌تنه‌گی عدم تعادل سازگاری

یکی از عوامل اصلی که می‌تواند طول عمر یک پیوند عاشقانه را تعیین کند، انعطاف‌پذیری یا تمایل شرکا به انجام امتیازها و سازش‌ها به‌منظور رابطه است. اما مشکل این است که اگر یک شریک به‌صورت عادت‌مند به سازگاری بپردازد، انعطاف‌پذیری می‌تواند به‌صورت نامتقارن متمایل شود. اقداماتی مانند تنظیم زمان‌بندی دیگر، جابجایی برای پیشرفت شغل او یا پذیرش تعهدات خانوادگی می‌توانند به‌صورت جداگانه بی‌ضرر یا حتی قابل تحسین به‌نظر برسند. اما به‌صورت کلی، معمولاً یک روایت قدرتمند و کنترل‌کننده شکل می‌گیرد.

نظریهٔ کلاسیک تبادل اجتماعی (SET) به‌ما کمک می‌کند بفهمیم چرا چنین دینامیکی می‌تواند رنج‌تنه‌گی ایجاد کند. یک مرور نظام‌مند که در آفاق روان‌شناسی منتشر شد، توضیح می‌دهد که روابط نه تنها بر پایهٔ مبادلات عینی و عملی بلکه بر مبادلات روان‌شناختی نیز متکی‌اند. این مبادلات شامل تبادل عدالت ادراک‌شده، بازگشت‌پذیری، تعادل عاطفی و غیره هستند.

زمانی که یک شریک به‌طور مداوم فداکاری می‌کند، در حالی که دیگری به‌ندرت سازگار می‌شود، سازگارنده تجربهٔ «فاصلهٔ تبادل متقابل» را دارد، حتی اگر شریک طلب‌کار هرگز قصد ایجاد چنین فاصله‌ای را نداشته باشد.

با گذشت زمان، این مهربانی‌های بی‌پاداش و ناقدر می‌توانند خودمختاری، هویت و ارزش خودساختن سازگارنده را از بین ببرند. آنچه پژوهش به‌صورت اساسی نشان می‌دهد این است که انسان‌ها به‌صورت غریزی و ناخودآگاه تعادل تبادل‌های اجتماعی را زیر نظر می‌گیرند. به‌محض آنکه تعادل احساس شود، رضایت کاهش می‌یابد. به‌طور خاص، رنج‌تنه‌گی در اینجا تنها به‌دلیل فداکاری‌ها نیست، بلکه به‌دلیل معنی عاطفی‌ای است که این فداکاری‌ها وقتی که شناسایی یا بازگشت‌پذیری نداشته باشند، به‌دست می‌آورند.

۳. رنج‌تنه‌گی فاصلهٔ رشد گسترش‌یافته

رنج‌تنه‌گی اغلب زمانی ظاهر می‌شود که یک شریک شروع به رشد (از طریق تراپی، کار عاطفی یا توسعهٔ خودآگاهانه) می‌کند در حالی که شریک دیگر ثابت می‌ماند. رشد سالم است، اما وقتی که یک طرفه باشد، می‌تواند در حتی‌سربه‌ترین روابط، عدم هم‌ترازی توسعه‌ای ایجاد کند.

شریکی که به‌سوی تحول می‌رود، ممکن است الگوهای ناسالم را واضح‌تر ببیند، بهتر بتواند احساسات خود را تنظیم کند و به‌احتمال زیاد توانایی بیان نیازهایش را با دقت بیشتری پیدا کند. در حالی که شریک دیگر ممکن است در عادات قدیمی خود گیر کند، در حالی که می‌اندیشد «چرا این برای من سخت‌تر است؟»

در یک مطالعهٔ هشت‌ساله که بر روی تقریباً ۴,۰۰۰ زوج انجام شد، شریکانی که تغییرات مشابهی از جمله در باز بودن، سازگاری و نوروتیسم نشان دادند، حمایت همسرانهٔ درک‌شدهٔ قوی‌تری را گزارش کردند. اما هنگامی که مسیرهای رشدی شریک‌ها متفاوت شد، حمایت عاطفی تضعیف شد. هم‌زمانی، نه صرفاً شباهت، پیش‌بینی‌کنندهٔ این حس سادگی رابطه بود.

به‌دلیل این رشد ناهمگام، زمانی که یک شریک به‌صورت عاطفی بالغ می‌شود در حالی که دیگری ثابت می‌ماند، شریک رشد یافته اغلب احساس می‌کند که مسئولیتی سنگین به‌عهده‌اش است تا «قایق» شریک خود برای بقا باشد. در مقابل، دیگری ممکن است احساس قضاوت، نقص یا تنها عقب‌مانده بودن کند. این فشار نه دربارهٔ این‌که چه کسی «بهتر» یا «پیشرفته‌تر» است، بلکه دربارهٔ عدم هم‌ترازی درک، بیان و مسیرهای عاطفی هر دو شریک است.

۴. رنج‌تنه‌گی درک نشدن

عدم هم‌نوازی عاطفی زمانی رخ می‌دهد که یک شریک با یک مشکل (بزرگ یا کوچک) روبرو می‌شود و شریک دیگر همچنان همانند قبل با او تعامل می‌کند، گویی تغییری نیافته است. به‌طور جالب، راه‌حل فقط نشان دادن حمایت بیشتر نیست.

یک مطالعهٔ ۲۰۲۰ که در مجلهٔ شخصیت و روانشناسی اجتماعی منتشر شد، نشان داد که حمایت قابل‌مشاهده در زمینه‌های روزمره باعث بهبود رفاه می‌شود، اما در دوره‌های استرس شدید، حمایت قابل‌مشاهده می‌تواند باعث کاهش رفاه شخصی شود. این می‌تواند باعث شود که شریک تحت استرس احساس بررسی یا نقص داشته باشد. در این لحظات، حمایت ساکت و بدون فشار بیشتر محافظت‌کننده بود. پیام اصلی این است که وقتی حمایت مطابق با وضعیت درونی شریک نباشد، ممکن است حس عدم اعتبار به‌جای آرامش بدهد.

تضاد این‌چنینی به‌طرز حتمی باعث ناامیدی هر دو شریک می‌شود، زیرا احساس می‌کنند دیده نمی‌شوند. برای مثال، یک شریک که تحت فشار زیاد است می‌تواند به‌تدریج خستگی پیدا کند. اما خستگی او ممکن است توسط شریک دیگر به‌عنوان بی‌علاقگی یا پس‌کشیدگی تفسیر شود. به‌جای کمک به کاهش فشار، ممکن است سعی کنند آن را از حالت «سرحال» بیرون بکشند. در نتیجه، رنج‌تنه‌گی در فضای بین آنچه یک شریک واقعا احساس می‌کند و آنچه شریک دیگر تصور می‌کند، رشد می‌کند.

۵. رنج‌تنه‌گی عدم دریافت عذرخواهی

احتمالاً سمی‌ترین رنج‌تنه‌گی در روابط طولانی‌مدت زمانی بروز می‌کند که شکست‌ها بدون‌اعلام باقی می‌مانند. شناخت‌های کوچک تنظیم‌کننده (حتی چیزی به‌سادگی مثل «می‌بینم که تو را آزار دادم») در یک رابطه ارزش عظیمی دارند.

رنج‌تنه‌گی در اثر بافت‌های عاطفی زخمی — اظهارات بی‌حس، تخطی از مرزها یا لحظات عقب‌نشینی — که به‌درستی ترمیم نشده‌اند، شکل می‌گیرد. شریک‌ها اغلب این‌طور فکر می‌کنند که گذشت زمان یا بازگشت به وضعیت عادی معادل حل مسئله است. در واقع، سیستم عاطفی ممکن است در ابهام باقی بماند؛ یعنی شریک آسیب‌دیده رفتاری ادامه می‌دهد اما زخم دروناً باز می‌ماند.

مواردی هم وجود دارد که حتی عذرخواهی نیز به حل مسئله نمی‌انجامد. یک مطالعه که در مجلهٔ روابط اجتماعی و شخصی منتشر شد، نشان می‌دهد که عذرخواهی تنها زمانی منجر به بخشش می‌شود که صادقانه تلقی شود. ولی گاهی شرایط رابطه آن‌قدر تنش‌زا است که عذرخواهی‌ها می‌توانند پوچ یا مبهم به‌نظر برسند و آرامشی ارائه ندهند. مهم این است که بدون تأیید واقعی، درد از بین نمی‌رود؛ در واقع، فضای عاطفی رابطه را عمیق‌تر می‌کند.

از مقیاس علمی رضایت رابطه تا ببینید آیا در رابطه‌تان رنج‌تنه‌گی‌ای وجود دارد که به‌سرعت به آن پرداخته شود.