۶ گام برای تبدیل شدن به شریکی از نظر عاطفی در دسترس

آیا من از نظر عاطفی در دسترس نیستم؟

تا به حال به شما گفته‌اند که از نظر عاطفی در دسترس نیستید؟

در دسترس نبودن عاطفی یکی از رایج‌ترین چالش‌هایی است که زوج‌ها با آن روبه‌رو می‌شوند. پیام‌های زیادی شبیه به این دریافت می‌کنم:

«سلام کایل، چند مقاله آخرت درباره شریک‌های عاطفاً غیرقابل‌دسترسی را خواندم. منطقی است که به دیگران توصیه می‌کنی از ما با این نقص‌ها فاصله بگیرند. شخصاً دوست ندارم این‌طور باشم، اما تجربه‌های کودکی، رابطه‌های شکست‌خورده و ناتوانی‌ام در رشد و در دسترس‌تر شدن از نظر عاطفی واقعاً افسرده‌کننده است.

اگر بقیه توصیه‌های تو را جدی بگیرند، تکلیف ما چه می‌شود؟ خیلی‌هامان پول و عمق عاطفی کافی برای تبدیل شدن به آن روح‌های گشوده‌ای که درمان حرفه‌ای وعده می‌دهد نداریم. لطفاً برای ما که آن سوی خط قرار داریم هم چند توصیه رابطه‌ای بده. شاید چند نکته که کمک کند رشد کنیم و از نظر عاطفی در دسترس‌تر شویم؟ چه راه‌هایی هست که بتوانیم خودمان را باز کنیم و رابطه‌های شادتری بسازیم؟» – بسته‌دل در کالیفرنیا

برای همین این مقاله را نوشتم.

سلام بسته‌دل،

در دسترس نبودن عاطفی ریشه در تجربه‌های زندگی دارد.

ماجرا این‌طور عمل می‌کند: اگر در عمق وجودم احساس ناکافی بودن کنم و بترسم که سزاوار عشق نیستم، غریزه‌ام می‌گوید بالاخره تو مرا خواهی شناخت، می‌فهمی که به‌قدر کافی خوب نیستم و قلبم را می‌شکنی.

پس از دور دوستت دارم. سرد و دور می‌مانم. از دادن زمان زیاد به تو خودداری می‌کنم تا وقتی گفتی می‌خواهی بروی، کمتر درد بکشم.

می‌دانم که آن روز می‌رسد. همیشه همین بوده.

پدر و مادرم. سابقه‌های عشقی‌ام. همه همین کار را کرده‌اند.

می‌دانم تو هم خواهی کرد.

زره می‌پوشم و تو را به فاصله یک دست نگه می‌دارم. پیش‌تر زیر موج ردشدن، اندوه و بی‌ارزش پنداشتن خودم غرق شده‌ام و بعد از صمیمی شدن دیگر تابش را ندارم.

در هسته وجودم احساس نمی‌کنم سزاوار عشق تو باشم.

هرچند عشق نصفه‌نیمه نوعی امنیت می‌دهد، اما همیشه فرصت ساختن رابطه‌ای عمیق و عاشقانه را از بین می‌برد.

کسانی که از نظر عاطفی در دسترس نیستند را «اجتنابی» می‌نامند چون دقیقاً همان کاری را می‌کنند که نامش می‌گوید: از شریکشان دوری می‌کنند. از صمیمیت و نزدیکی می‌گریزند.

اما این کار را به دلیلی انجام می‌دهند. می‌توانی حدس بزنی آن دلیل چیست؟

«اگر پیش‌بینی کنم که تو مرا پس خواهی زد، پس کمتر از نظر عاطفی روی تو سرمایه‌گذاری می‌کنم.»

بله—احساس بی‌ارزشی، ناایمنی را پرورش می‌دهد.

امنیت واقعی در یک رابطه نیازمند میان‌وابستگی است

یعنی بتوانی به شریک زندگی‌ات تکیه کنی و همزمان روی پای خودت هم بایستی. همان‌طور که او مسئول بخش خودش از رابطه است، تو هم مسئول بخش خودت باشی—در مقام برابر.

یعنی بتوانی به احساسات و نیازهای او گشوده باشی و در عین حال با همکاری شریک‌ات برای برآورده شدن نیازهای خودت تلاش کنی.

افراد عاطفاً غیرقابل‌دسترسی دوست ندارند چیزی از شریکشان بشنوند که مطابق میلشان نیست.

اگر شریک چیزی بگوید که خوشایندشان نباشد، کاری می‌کنند که گفتن آن برای طرف مقابل از نظر عاطفی پرهزینه شود.

از نظر عاطفی شریکشان را آن‌قدر می‌کوبند تا مطیع شود. به همین دلیل طرف مقابل needy می‌شود، رفتارهای افراطی نشان می‌دهد و برای سرپا نگه داشتن رابطه—even اگر برایش بی‌ثمر باشد—به سازش‌های بزرگ تن می‌دهد.

افراد عاطفاً غیرقابل‌دسترسی این کارها را می‌کنند چون درونشان خالی است. روی نیازها و علایق خودشان متمرکزند. باور دارند ظرفیت اختصاص زمان و انرژی به نیازهای شریکشان را ندارند.

نیازهای شریک برایشان سنگین و بار اضافی به نظر می‌رسد.

روشن است که شریک عاطفاً غیرقابل‌دسترسی جنگ‌های درونی بسیاری دارد. این همچنین توضیح می‌دهد چرا وقتی شریکشان به آن‌ها نیاز دارد، نمی‌توانند حضور مؤثر داشته باشند.

ممکن است تو هم با خیلی از همین نبردهای درونی دست‌به‌گریبان باشی که به در دسترس نبودن عاطفی منجر می‌شود. و رابطه‌ات به خاطر آن‌ها آسیب می‌بیند.

اگر این توصیف به تو شبیه است، نباید ادامه حرف‌هایم را از دست بدهی.

اینجا شش راهکار مؤثر برای توقف در دسترس نبودن عاطفی آمده است:

۱) با نگاهی بی‌پرده به باورهایت درباره خودت در رابطه نگاه کن.

بررسی کن چرا احساس می‌کنی لایق یک رابطه نزدیک و عاشقانه نیستی.

آیا می‌شود این باور را به چالش کشید که اگر شریک زندگی‌ات تو را واقعاً بشناسد، طردت خواهد کرد؟ آیا می‌توانید هر دو با هم کشف کنید چرا دوست‌داشتنی هستی و شایسته محبت شریک‌ات؟

۲) نیازها و احساسات شریک‌ات را هم‌سنگِ نیازها و احساسات خودت قرار بده.

این کار به همدلی و شفقت نسبت به احساسات، نیازها و درخواست‌های او برای نزدیکی نیاز دارد.

۳) به زندگی پنهانی پایان بده.

شریک‌های عاطفاً غیرقابل‌دسترسی اغلب یک زندگی مخفی دارند—یک برنامه پشتیبان برای وقتی که رابطه شکست بخورد.

ممکن است کسی را در کنار رابطه نگه دارند چون طرد شدن را اجتناب‌ناپذیر می‌دانند. زندگی پنهانی با دیگران به حفظ فاصله امن در رابطه کمک می‌کند.

رابطه‌ات توان تحمل زندگی مخفی یا «نفر کنار» را ندارد. باید شفافیت کامل ارائه کنی.

شاید لازم باشد دسترسی به کامپیوتر، پیامک‌ها و … را باز کنی تا زخم‌های خیانت یا بی‌اعتمادی گذشته را التیام بدهی.

راز نداشتن جایگاهی آسیب‌پذیر است، اما تنها جایی است که اجازه می‌دهد روی رابطه سرمایه‌گذاری کنی و بازدهی‌ای را که عمیقاً نیاز داری به دست بیاوری.

۴) برای شریک‌ات زمان بگذار.

شریک زندگی‌ات (و فرزندان) را در صدر فهرست اولویت‌هایت قرار بده.

این با عمل محقق می‌شود، نه با حرف.

حرف‌ها شاید برای شریک‌ات دلگرم‌کننده باشند، اما بدون پیگیری عملی، بی‌معنا هستند. زمان گذاشتن یعنی اغلب در دسترس و قابل دسترسی بودن.

اجتنابی‌ها معمولاً از تماس‌ها طفره می‌روند، پیامک‌ها را نادیده می‌گیرند و فقط وقتی دلشان بخواهد جواب می‌دهند.

فقط روی نیازهای خودشان تمرکز می‌کنند و همین شریکشان را نیازمندتر می‌کند.

اگر به شریک‌ات اطمینان بدهی که کنارش هستی، توجه او از نگرانیِ رابطه برداشته می‌شود چون امنیت سرمایه‌گذاری تو در رابطه را حس کرده است.

به این «پارادوکس وابستگی در عشق» می‌گویند. می‌توانی درباره‌اش بیشتر بخوانی.

۵) روی پذیرش مسئولیت احساساتت کار کن.

خشم‌ات را مدیریت کن. دست از رفتارهای آزارنده یا گفتن حرف‌هایی که به نقطه‌ضعف‌های شریک‌ات می‌زند بردار.

به‌عنوان فردی عاطفاً غیرقابل‌دسترسی، در یافتن ضعف‌های دیگران و سوءاستفاده از آن‌ها برای گرفتن فاصله‌ای که می‌خواهی استاد شده‌ای.

تهدید به ترک رابطه را اگر به خواسته‌ات نرسیدی کنار بگذار، و دست از به‌کارگیری خشم و حملات شخصی برای مجبور کردن شریک‌ات به انجام دادن خواسته‌هایت بردار.

این رابطه نیست.

حتی اگر به خواسته‌ات برسی، همچنان از رابطه‌ای طفره می‌روی که می‌تواند باورهای عمیق و ریشه‌دار تو درباره خودت را تغییر دهد.

یک رابطه عاشقانه دو نفر می‌خواهد که به‌طور برابر کنار هم کار کنند.

۶) به گشوده شدن متعهد شو.

عمیق‌ترین ترس‌هایت را به اشتراک بگذار. به شریک‌ات بگو چه چیزی ستون فقراتت را می‌لرزاند. از بزرگ‌ترین ناکامی‌های زندگی و بزرگ‌ترین رؤیاهایت بگو.

عشق فراتر از تماس جسمی است. تماس عاطفی لازم دارد. لازم است تو و شریک‌ات اجازه دهید جهان درونی یکدیگر را ببینید.

دیوارهای درونی‌ات را پایین بیاور و اجازه بده شریک‌ات تو را در عمق وجودت بشناسد.

این کار آسان نخواهد بود. احساس درماندگی خواهی کرد. ممکن است وسوسه شوی به شریک‌ات حمله کنی.

هر وقت احساس کردی از کمبود فضا در حال خفه شدنی، یعنی در مسیر درستی. در واقع داری باور «سزاوار عشق نبودن» را خفه می‌کنی.

داری به کسی اجازه می‌دهی وارد قلبت شود، همان‌طور که خودت خلأ آن را پر می‌کنی.

کودکی و رابطه‌های شکست‌خورده‌ات شاید سرچشمه درد بزرگی بوده باشند، اما مسئولیت توست که برای تغییر باورهای تضعیف‌کننده‌ای که رابطه‌هایت را نابود می‌کنند تلاش کنی.

تبدیل شدن از عاطفاً غیرقابل‌دسترسی به عاطفاً در دسترس

این به عهده توست که مهارت‌های عاطفی لازم برای تبدیل شدن به شریکی عاطفاً در دسترس را بسازی، و استفاده از این شش گام نقطه شروع بسیار خوبی است.

همچنین وظیفه توست که روی بهتر شنیدن کار کنی. نگذاری اعتیادهایت فرمانت بدهند. بیشتر «بخشنده» باش تا «ستاننده».

و از همه مهم‌تر، قضاوت‌گری و انتقاد بیش از حد از شریک‌ات و خودت را کنار بگذار.